سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

18

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

7 - تفعّل : مصدر است براى هرفعل ثلاثى چه لازم و چه غير لازم كه بخواهيم از آن معناى اخذ كردن چيزى را استفاده كنيم مانند : قدس زيد « منزّه است زيد » كه تقدّس « قدس را براى خود اخذ كردن » مىشود . 8 - إستفعال : مصدر است براى هرفعل ثلاثى چه لازم و چه غير لازم كه بخواهيم از آن معناى طلب را استفاده كنيم مانند : فهم زيد « درك كرد زيد » كه استفهام « طلب درك كردن » مىشود . 9 - فعلال : مصدر است براى هرفعل رباعى مانند : زلزل البناء « لرزيد ساختمان » كه زلزال « لرزيدن » مىشود . 10 - تفعلل : مصدر است براى هرفعل رباعى چه لازم و چه غير لازم كه بخواهيم از آن مطاوعه را استفاده كنيم مانند : تزلزل « قبول لرزيدن كردن » . 11 - افعنلال : مصدر است براى فعل رباعى كه به آن دو حرف زياد شده باشد مانند : احرنجمت الابل « بر هم افتادند شتران » كه احرنجام مىشود و در اصل حرجم بود . 12 - افعيلال : مصدر است براى فعل رباعى كه به آن دو حرف زياد شده باشد مانند : اطمئنّ زيد « يقين كرد زيد » كه إطمينان « باور داشتن » مىشود و در اصل طمأن بود . تبصره غير از آنچه گفتيم اوزان ديگرى نيز مىباشد كه كمتر مورد استعمال است لذا ما براى اختصار از ذكر آنها اغماض كرديم .