سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
171
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
/ ليتزلزل بهما / بايد لرزيده شوند البته دو مرد در زمان حال / ليتزلزل بهم / بايد لرزيده شوند البته مردان در زمان حال صرف امر به صيغه از باب تفعلل / لتتزلزل به / بايد لرزيده شوى البته تو يك مرد در زمان حال / لتتزلزل بهما / بايد لرزيده شويد البته شما دو مرد در زمان حال / لتتزلزل بهم / بايد لرزيده شويد البته شما مردان در زمان حال صرف ماضى مجهول از باب افعنلال / احرنجم / مورد اراده كارى واقع شد يك مرد در زمان گذشته / احرنجما / مورد اراده كارى واقع شدند دو مرد در زمان گذشته / احرنجموا / مورد اراده كارى واقع شدند مردان در زمان گذشته تذكر - احرنجم در اصل احرنجم بود خواستيم آن را مجهول كنيم حرف اوّل و سوّم را ضمّه داده و ماقبل آخر را كسره شد احرنجم . صرف مضارع مجهول از باب افعنلال / يحرنجم / مورد اراده كارى واقع مىشود يك مرد در زمان حال يا آينده / يحرنجمان / مورد اراده كارى واقع ميشوند دو مرد در زمان حال يا آينده / يحرنجمون / مورد اراده كارى واقع ميشوند مردان در زمان حال يا آينده صرف امر غائب مجهول از باب افعنلال / ليحرنجم / بايد مورد اراده كارى واقع شود يك مرد در زمان حال