سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

134

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

صيغ قبلى نبود فلذا ادغام نموديم . صرف فعل مضارع از باب افعلال / يحمرّ / سرخ مىباشد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مذكر غائب / يحمرّان / سرخ مىباشند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده / يحمرّون / سرخ مىباشند مردان غائب در زمان حال يا آينده / تحمرّ / سرخ مىباشد يك زن غائب در زمان حال يا آينده مؤنث غائب / تحمرّان / سرخ مىباشند دو زن در زمان حال يا آينده / يحمررن / سرخ مىباشند زنان غائب در زمان حال يا آينده / تحمّر / سرخ مىباشى اى مرد حاضر در زمان حال يا آينده مذكر حاضر / تحمرّان / سرخ مىباشيد شما دو مرد حاضر در زمان حال يا آينده / تحمرّون / سرخ مىباشيد شما مردان حاضر در زمان حال يا آينده / تحمرّين / سرخ مىباشى اى زن حاضر در زمان حال يا آينده مؤنث حاضر / تحمرّان / سرخ مىباشيد شما دو زن حاضر در زمان حال آينده / تحمررن / سرخ مىباشيد شما زنان حاضر در زمان حال يا آينده متكلم وحده / احمرّ / سرخ مىباشم من در زمان حال يا آينده متكلم مع الغير / نحمرّ / سرخ مىباشيم ما در زمان حال يا آينده تذكار - در دو صيغه جمع مؤنث حاضر و غائب ادغام نكرده و بفكّ خوانديم وجه و علّتش همان وجهى است كه در ماضى آن گفته شد . صرف امر غائب از باب افعلال / ليحمرّ / بايد سرخ باشد يك مرد غائب در زمان حال مذكر / ليحمرّا / بايد سرخ باشند دو مرد غائب در زمان حال