سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

125

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

و چون ما بعد آن متحرك بود به همان حركت اكتفاء كرده فقط آخر آن را مجزوم نموديم اشتغل شد . صرف فعل ماضى از باب افتعال / اشتغل / سرگرم بود يك مرد غائب در زمان گذشته مذكر غائب / اشتغلا / سرگرم بودند دو مرد غائب در زمان گذشته / اشتغلوا / سرگرم بودند مردان غائب در زمان گذشته / اشتغلت / سرگرم بود يك زن غائب در زمان گذشته مؤنث غائب / اشتغلتا / سرگرم بودند دو زن غائب در زمان گذشته / اشتغلن / سرگرم بودند زنان غائب در زمان گذشته / اشتغلت / سرگرم بودى تو يكمرد حاضر در زمان گذشته مذكر حاضر / اشتغلتما / سرگرم بوديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته / اشتغلتم / سرگرم بوديد شما مردان حاضر در زمان گذشته / اشتغلت / سرگرم بودى تو يكزن حاضر در زمان گذشته مؤنث حاضر / اشتغلتما / سرگرم بوديد شما دو زن حاضر در زمان گذشته / اشتغلتنّ / سرگرم بوديد شما زنان حاضر در زمان گذشته متكلم وحده / اشتغلت / سرگرم بودم من در زمان گذشته متكلم مع الغير / اشتغلنا / سرگرم بوديم ما در زمان گذشته صرف فعل مضارع از باب افتعال / يشتغل / سرگرم مىباشد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مذكر غائب / يشتغلان / سرگرم ميباشند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده / يشتغلون / سرگرم ميباشند مردان غائب در زمان حال يا آينده