سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
122
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
/ ينحرفن / از راه بدر مىروند زنان غائب در زمان حال يا آينده / تنحرف / از راه بدر مىروى تو يكمرد حاضر در زمان حال يا آينده مذكر حاضر / تنحرفان / از راه بدر مىرويد شما دو مرد حاضر در زمان حال يا آينده / تنحرفون / از راه بدر مىرويد شما مردان حاضر در زمان حال يا آينده مؤنث حاضر / تنحرفان / از راه بدر مىرويد شما زنان حاضر در زمان حال يا آينده / تنحرفن / از راه بدر مىرويد شما زنان حاضر در زمان حال يا آينده متكلم وحده / انحرف / از راه بدر مىروم من در زمان حال يا آينده متكلم مع الغير / ننحرف / از راه بدر مىرويم ما در زمان حال يا آينده صرف امر غائب از باب انفعال / لينحرف / بايد از راه بدر رود يكمرد غائب در زمان حال مذكر / لينحرفا / بايد از راه بدر روند دو مرد غائب در زمان حال / لينحرفوا / بايد از راه بدر روند مردان غائب در زمان حال / لتنحرف / بايد از راه بدر رود يكزن غائب در زمان حال مؤنث / لتنحرفا / بايد از راه بدر روند دو زن غائب در زمان حال / لينحرفن / بايد از راه بدر روند زنان غائب در زمان حال متكلم وحده / لانحرف / بايد از راه بدر روم من در زمان حال متكلم مع الغير / لننحرف / بايد از راه بدر رويم ما در زمان حال صرف امر حاضر از باب انفعال / انحرف / از راه بدر رو تو يكمرد حاضر در زمان حال مذكر / انحرفا / از راه بدر رويد شما دو مرد حاضر در زمان حال