سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

118

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

/ يتعهّدن / بذمّه ميگيرند زنان غائب در زمان حال يا آينده / تتعهّد / بذمّه ميگيرى تو يكمرد حاضر در زمان حال يا آينده مذكر حاضر / تتعهّدان / بذمّه ميگيريد شما دو مرد حاضر در زمان حال يا آينده / تتعهّدون / بذمّه ميگيريد شما مردان حاضر در زمان حال يا آينده / تتعهّدين / بذمّه ميگيرى تو يكزن حاضر در زمان حال يا آينده مؤنث حاضر / تتعهّدان / بذمّه ميگيريد شما دو زن حاضر در زمان حال يا آينده / تتعهّدن / بذمّه ميگيريد شما زنان حاضر در زمان حال يا آينده متكلم وحده / اتعهّد / بذمّه ميگيرم من در زمان حال يا آينده متكلم مع الغير / نتعهّد / بذمّه ميگيريم ما در زمان حال يا آينده صرف امر غائب از باب تفعّل / ليتعهّد / بايد بذمّه بگيرد يكمرد غائب در زمان حال مذكر / ليتعهّدا / بايد بذمّه بگيرند دو مرد غائب در زمان حال / ليتعهّدوا / بايد بذمّه بگيرند مردان غائب در زمان حال / لتتعهّد / بايد بذمّه بگيرند دو زن غائب در زمان حال مؤنث / ليتتعهّدا / بايد بذمّه بگيرند دو زن غائب در زمان حال / ليتعهّدن / بايد بذمّه بگيرند زنان غائب در زمان حال متكلم وحده / لاتعهّد / بايد بذمّه بگيرم من در زمان حال متكلم وحده / لاتعهّد / بايد بذمّه بگيرم من در زمان حال متكلم مع الغير / لنتعهّد / بايد بذمّه بگيريم ما در زمان حال صرف امر حاضر از باب تفعّل / تعهّد / بذمّه بگير تو اى مرد حاضر در زمان حال مذكر / تعهّدا / بذمّه بگيريد شما اى دو مرد حاضر در زمان حال