سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

112

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

بناء باب تفاعل تفاهم يتفاهم تفاهم تفاهم - فعل ماضى است در اصل فهم بود ثلاثى مجرد بود خواستيم از آن ماضى باب تفاعل بنا كنيم تاء مفتوحه كه علامت اين باب است در ابتداء آن درآورده سپس بعد از فاء الفعل آن الفى اضافه كرده و آنگاه عين الفعل آن را اگر مفتوح نباشد مانند اين امثال مفتوح مىكنيم شد تفاهم . يتفاهم - فعل مضارع است در اصل تفاهم بود ماضى بود خواستيم از آن مضارع بناء كنيم ياء مفتوحه كه علامت مضارع اين باب است در اولش درآورديم و آخرش را مضموم نموديم يتفاهم شد . تفاهم - فعل امر حاضر است در اصل تتفاهم بود مضارع حاضر بود خواستيم از آن امر حاضر بنا كنيم تاء اوّل را كه علامت فعل مضارع بود از اوّلش برداشتيم و چون بعد از آن متحرك بود به همان حركت اكتفاء نموده و فقط آخرش را مجزوم كرديم تفاهم شد .