سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

109

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

بناء باب مفاعله جادل يجادل مجادله جادل - فعل ماضى است در اصل جدل بود يعنى ثلاثى مجرد بود خواستيم از آن ماضى باب مفاعله بناء كنيم بعد از فاء الفعل الفى درآورديم جادل شد . يجادل - فعل مضارع است در اصل جادل بود خواستيم از آن مضارع بنا كنيم ياء مضمومه كه علامت فعل مضارع است در اوّلش درآورده و ما قبل آخرش را كسره داده و آخرش را مضموم نموديم يجادل شد . جادل - فعل امر حاضر است در اصل تجادل بود مضارع مخاطب بود خواستيم از آن امر حاضر بنا كنيم تاء مضمومه را كه علامت فعل مضارع بود از اولش برداشتيم و چون بعد از آن متحرك بود به همان حركت اكتفاء نموديم فقط آخرش را مجزوم كرديم جادل شد . صرف فعل ماضى از باب مفاعله / جادل / گفت و شنود كرد يكمرد غائب در زمان گذشته