سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
106
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
بناء باب تفعيل فرّح يفرّح تفريح فرّح - فعل ماضى است در اصل فرح بود يعنى ثلاثى مجرد بود خواستيم از آن ماضى باب تفعيل بناء كنيم عين الفعل آن را مفتوح و مشدّد كرديم شد فرّح . يفرّح - فعل مضارع است در اصل فرّح بود خواستيم از آن مضارع بناء كنيم ياء مضمومه در اوّل آن درآورده و ما قبل آخر آن را مكسور كرده و آخرش را مضموم يفرّح شد . فرّح - فعل امر است در اصل تفرّح بود خواستيم از آن امر حاضر بناء كنيم تاء كه از حروف مضارعه بود از اوّل آن برداشتيم و چون بعد از آن متحرك بود به همان حركت اكتفاء كرديم و آخرش را مجزوم نموديم فرّح شد . صرف فعل ماضى از باب تفعيل / فرّح / شاد كرد يكمرد غائب در زمان گذشته مذكر غائب / فرّحا / شاد كردند دو مرد غائب در زمان گذشته