صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
79
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
امام شريف جرجانى در تعريف امام مىگويد : « كسى است كه رياست عامّه در دين و دنيا از آن اوست . » توضيح اين مطلب آن است كه امام بر امور مسلمانان نظارت دارد ، چه خليفه ناميده شود و چه رئيس . شايسته است كه داناترين مردم و عادلترين آنها باشد ؛ چرا كه ، علم به امور دين ؛ و عدالت به امور دنيا مربوط است و گاهى يكى به جاى ديگرى به كار مىرود . بدون اين شرح ، سخن او نااستوار و غلط مىباشد ؛ چون رياستى كه وى ذكر كرده معنايى ندارد . چه جرجانى قصد كرده باشد و چه نكرده باشد ، تعريف وى به اين سخن على ( ع ) منتهى مىشود : « امامان بر پاى دارندهء شأن خداوند بر مخلوقات وى و عارفان او بر بندگانش مىباشند . » راغب اصفهانى تنها به اين سخن بسنده كرده است : « امام كسى است كه به او در گفتار و كردارش از اين نظر كه انسان است ؛ و يا از كتاب پيروى شود ، چه حق باشد و چه باطل . » وى اين واژه را در ذيل آيهء : يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ « 1 » ، چنين شرح نموده است : « يعنى به چيزى به او اقتدا مىكنند . » گفته شده است : « به كتابشان . » نمىدانم چرا راغب از استقراى معانى اين واژه در ديگر آيات خوددارى نموده ! آيا طبق عادت چنين كرده است ؟ شايد علّت آن دورى گزيدن از نزاعهاى فكرى بوده است كه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح داده است !
--> ( 1 ) - اسراء ( 17 ) آيهء 71 : روزى كه هر گروهى را با پيشوايانشان فرامىخوانيم .