صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

66

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

پرسيد : آيا پيامبر ( ص ) پروردگارش را ديد ؟ فرمود : « آرى به قلبش ديده است . مگر نشنيده‌اى كه خداوند فرمود : ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى « 1 » . يعنى به چشم سر نديده است ، امّا به قلب ديده است . » وقتى به جهت‌گيرى حكيم سلطان محمد گنابادى توجّه مىكنيم ، مىبينيم كه وى مسأله را به طريق جمع بين حكمت و شريعت بررسى كرده است . سخن او سخت و طولانى است ، امّا ما جامع و مختصرى از آن را بيان مىكنيم . وى معتقد است : صحيح نيست كه پيامبر ( ص ) از ملأ اعلى با آن همه گنجينه و اسرار انقطاع حاصل كند . وى در سرشت و اصل آفرينش خود آمادهء اتّصال به آن جهان با ابزار و وسايل متفاوت است ؛ و اگر براى پيامبر ( ص ) قدرتى خاص و متمايز نمىبود - كه نزد بشر مانند آن نيست - هرگز نمىتوانست از پروردگارش و امين وحى ، پيام و رسالتى دريافت دارد . اگر با خبر شديم كه وى به آسمان عروج كرد و از آن فرود آمد ، ما آن خبر را معجزه‌اى مىدانيم كه پيامبر از جانب خداوند مورد توجه قرار گرفت . همچنين ، مىدانيم كه پيامبر مجهّز است به چيزى كه وى را براى تحقّق اين معجزه آماده مىسازد . سخن حكيم گنابادى چنين است : « با بدن طبيعىاش با عبا و نعلين به بيت المقدس عروج كرد و از آن‌جا به آسمانها و از آسمانها به ملكوت و از آن‌جا به جبروت و از آن‌جا به عرش كه فوق امكان است . در اين سير ، جبرئيل از پشت سر او حركت مىكرد ؛ چون وى از عالم امكان بود و براى او راهى براى رفتن به ما فوق امكان نبود ؛ زيرا فرشتگان هر يك جايگاه مشخّصى دارند كه بر خلاف انسان نمىتوانند از آن تجاوز نمايند . در عروج با بدن طبيعى به ملكوت و جبروت به خاطر سقوط حكم فرشته و حتّى حكم امكان از او با بقاى خودش ، جاى شگفتى نيست . » جملهء اخير او اشاره دارد به اين كه شرطهاى جديدى براى جسم طبيعى وى خلق مىشود ؛ وقتى كه واديهاى آسمانها شكافته مىشود ؛ و اين جسم را با مكانهايى كه با آن مواجه مىشود ، هماهنگ مىسازد . امّا حقيقت نبوّت و نورانيّت آن ، بر وضعيّت خود بدون تغيير و تبديل باقى مىماند . حكيم گنابادى به طرح موضوعى مىپردازد كه شايسته است بيشتر مورد توجّه

--> ( 1 ) - نجم ( 53 ) آيهء 11 : آنچه را دل ديد انكارش نكرد .