صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

46

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

ندارند و براى مردم مىنويسند و حجّتى جز شك و ترديد برايشان معتبر نيست ، و برآنند كه قرآن مجيد وحى نيست ، بلكه تأليف پيامبر ( ص ) يا راهب و يا كاهنى است و جبرئيل هم ساختهء ذهن است ؛ آن را ساخته‌اند تا فريب مردم آسان شود و تصديق به رسالت و رسول هموار گردد . همچنين مىگوييم : وقتى ما معتقديم قرآن وحى است و از باطل ، توهّم و فريب مبرّاست ؛ و رسالتهاى قبل از پيامبر ( ص ) هم مثل آن وحى است ، ما از سر دليل به آن اعتقاد داريم و ايمانمان را بر پايه‌اى ثابت و استوار بنا كرده‌ايم و با استفاده از تجربه‌هاى كوچك انسانهاى برتر رهنمون شده‌ايم و آنها را پلى براى فهم تجربه‌هاى بزرگى قرار داده‌ايم كه پيامبران براى بشر معرفى كرده‌اند . اگر قرار باشد از چيزى تعجّب كنيم ؛ بايد از آنهايى تعجّب كنيم كه اعترافهاى اين نوآوران را شنيده‌اند و از آنها خشنود گشته و معتقدند كه اعجاز و برترى است و موجب شگفتىشان خواهد شد كه به تحليل و بررسى علل بعيد و قريبى بشتابند كه در ساختن آنها يارىشان كرده است ؛ و مىپندارند بىتوجّهى به آنها ناشى از جهل و عقب‌ماندگى است و بررسى و پژوهش آنها نشانهء پيشرفت و تمدن است . و از مردم مىخواهند كه به استنباطها و نتايج تحقيق و بررسىشان گردن نهند . آرى اينها بيش از اين با اين اعترافها برخورد مىكنند ، امّا وقتى كه مسألهء وحى بيان مىشود ، تجربه‌اى كه بدون شك ميان خداوند و رسولش مىباشد و قرآن هم وحى منزل بر قلب پيامبر ( ص ) براى رساندن به مردم مىباشد ، روى برمىگردانند و خوششان نمىآيد . گويى آنها مىگويند : اين موضوعى است كهنه و چيزى از آن نمانده است و نيازى به تكرار و يادآورى آن نيست . بعد از آن كه ماترياليسم تاريخى كشف كرد كه اينها ساختهء كارآزمودگان است و يا بعد از اين كه فلسفهء ماركسيسم چنين استنباط كرد كه اينها خيال و اوهامى است كه در جوامع ابتدائى رايج بود و يا بازيچهء دست كاهنان و راهبان بوده است كه براى تسكين گرسنگان و نابود ساختن عقل و انديشه به آنها پناه مىبردند ؛ آنها راضى نمىشوند . وقتى از آنها خواسته شود كه در باب مسألهء وحى و پديده‌هاى آن و علل و استنباطهاى آن به بحث بپردازند ، و آن را با اعترافهاى نوآوران و الهام‌هاى آنها مساوى قرار دهند ؛ ما به آنها خرده نمىگيريم كه منكر وحى و رسالتهاى آسمانى هستند ، چون آنها در ردّ و انكار آزاد هستند ، ولى اشكال ما بر آنها اين است كه