صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
442
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
و رواج محبّت و دوستى بين مردم است نه اهانت به مردم و عيبجويى كردن از آنها به نام اخلاق و تربيت ؛ پس مصلح يا هدايتكننده يا راهنما ، شأنش همچون پزشكى است كه به بيمار توجّه مىكند تا به دست او به درمان و سلامت برسد ، نه به درد و بيمارى و هلاكت . گاهى برخى از خواص هم به غيبت دچار مىشوند و به ظاهر در پى اظهار مدح و ستايشند . مثلا مىگويند : « احوال فلانى چه خوب است ! در عبادات كوتاهى نمىكند ، ولى دچار سستى گشت و مثل همهء ما دچار كم صبرى شد . خودش را مىگويد ، ولى مرادش به طور ضمنى ديگرى است ؛ خود را در ظاهر به صالحان تشبيه مىسازد و اظهار سرزنش به خود ، كه هم غيبت مىكند و هم ريا و خود را خوب جلوه مىدهد ؛ سه امر زشت را در خود دارد و به جهلش مىپندارد كه از نيكان و از غيبت پاك است . » اين ، سخن غزّالى است . عبد الرحمن بن سيابه و كلينى در كافى روايت مىكنند كه امام صادق ( ع ) فرمود : « غيبت آن است كه دربارهء برادرت چيزى بگويى كه خداوند آن را پنهان كرده است ؛ و امر ظاهر آن مثل خشم و عجله و . . . . » در سخن امام ( ع ) به امتناع از عيبجويى مؤمن دعوت شده است ؛ چون مؤمن نيز دچار خطا و اشتباه مىشود و افشاى آن به دليل بازداشتن وى و اصلاح وى جايز نيست ؛ و مؤمن هم داراى طبيعت ناپسند مثل خشم ، عجله و غضب است . البتّه ذكر آن بى عيبجويى و مشهور كردن وى به آن از باب غيبت نيست . شيخ بهايى مىگويد : علما در ده مورد اتّفاق نظر دارند كه صراحت در آن ده مورد غيبت نيست ، بلكه از باب اظهار حق مستحب است و كتمان آن گناه و امتناع ورزيدن از عدالت و احقاق حق است . آن ده مورد عبارتند از : 1 - شهادت ؛ جايز نيست انسان از اداى شهادت وقتى كه از او خواسته شد ، امتناع نمايد كه وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ « 1 » . 2 - نهى از منكر ، چون چگونه انسان به رواج منكر و دست يازيدن به گناه از جانب حاكمان ستمگر و اهل فسق و جور راضى باشد ؟ آيات در اين باب روشن و احاديث گويايند . 3 - شكايت ستمديده ، كه ناچار به بيان ظلم و سبب و مسبّب است . 4 - نصيحت كسى كه مشورت مىكند ، كه جايز نيست در مشاوره خيانت كنى كه او به نظر تو در مسأله تكيه كرده است . 5 - اشكال گرفتن به شاهد و
--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 283 : و هر كه آن [ شهادت ] را كتمان كند قلبش گناهكار است .