صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
41
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
كم اهميّت ، بيان كنند . لطف حق همراهمان شد تا به اين سخنان در كتاب نويسندهء فرانسوى ميشلكاروج تحت عنوان « آندرهبرتون و دستاوردهاى اساسى در جنبش سوررئاليستى » به خصوص در فصل چهارم ؛ فصلى كه در بارهء نويسندگى ذاتى در اين جنبش مشهور سخن مىگويد ، دست پيدا كنيم . در اين جا ، بدون از دست دادن فرصت مىگوييم : كسى كه به بررسى جنبش سوررئاليستى كه خداباور نيست ، مىپردازد و آن را به دورهاى از زمان توجه مىدهد ، به وجود وحى اعتقاد پيدا مىكند كه به نوبهء خود در ايمان به وجود خداوند نازلكنندهء وحى بر هر بندهاى كه مىخواهد ، رهنمون خواهد شد . بايد اعتراف كنيم كه ما به ترجمه خوب و شايستهء استاد الياس بديوي در نقل تمامى متون تكيه كرديم . كاروج در بارهء نويسندگى ذاتى مىگويد : « نويسندگى ذاتى از حيث خاستگاه ، كشف است نه ابداع ؛ يعنى ثمرهاى مصنوعى نيست ، بيهوده نيست و يا زاييدهء طرح بشرى نيست ، بلكه كشف پديدهاى در طبيعت است . منظور از طبيعت هم ، طبيعت بشرى است . اين نوع نويسندگى سربرآوردن قلّههاى سرزمين ناشناختهء خارج از تاريكيهاست ، پيش از اين كه سبكى در نويسندگى باشد . » . از اين سخن روشن مىشود كه نويسندگى در دست انسان نيست كه آن را بيافريند ، بلكه يك آفريده است و تنها وظيفهء انسان آن است كه كم و بيش به حركت درآيد تا آن را كشف نمايد و ببيند كه به او نزديك است و آن گاه به آن نظم دهد و اجزاى آن را مرتّب سازد تا مولودى زنده به نام قصيده ، نمايشنامه ، داستان بلند و قصه يا ديگر انواع ادبى سربرآورد . اين همان الهام است كه بر شاعر يا نويسنده مىشود ؛ مىگويد و احساس مىكند آنچه كه مىگويد در گوشهاى از گوشههاى ناشناختهء روان فراخناك او آماده و موجود است و تنها كارى كه مىكند اين كه آن را خارج سازد ، ولى نمىداند از كجا مىگويد و چگونه مىگويد و هر آنچه را الهام به او تعليم مىكند ، مىنويسد و مىگويد . كاروج قبل از بيان اعترافهاى شاعران - گويى زمينه را براى اين اعترافها آماده مىسازد - مىگويد : « امروز ، وقتى گفتههاى تعدادى از شاعران يونانى كه مدّعى بودند از طريق الهههاى شعر ، به آنها الهام مىشود ، مىشنويم ، دچار خنده مىشويم ؛ امّا حقيقتى و الا در پشت اين تشخيص ساده پنهان است كه مفادّ آن اين است : شاعر ابداع نمىكند بلكه كشف مىكند ، خلق نمىكند بلكه مىپذيرد . »