صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

404

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

در هر موضعى از قرآن كه خداوند به مذمّت كافران پرداخته است ، به خاطر نداشتن عقل است ؛ مثل صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ « 1 » ، كه اشاره به عقل عملى يا عقل مسموع مكتسب است . و هر جا كه رفع تكليف از بنده به خاطر نداشتن ، آمده اشاره به عقل مطبوع يا عقل نظرى است كه قوّه‌اى است روحانى و مجرّد و داراى استعداد شناخت ماهيّات امور معقول و قدرت احاطه بر امور مادّى و غير مادّى . اين ، همان نور باطن است كه انسان به واسطهء آن تاريكيهاى زندگى و ظلمت جهل را بر طرف مىسازد . همان است كه پيامبر ( ص ) به آن توجّه داشته است : « از فراست مؤمن بپرهيزيد كه وى به نور خداوند مىنگرد . » و همان است كه امام صادق ( ع ) در حديث « عقل ، راهنماى مؤمن است . » و به آن اشاره كرده‌اند ؛ كه همان حجّت بر بندگان است و در حديث امام صادق ( ع ) آمده است : « حجّت خداوند بر بندگان ، پيامبر است ؛ و حجت بين بندگان و خدا ، عقل . » در كلام امام كاظم ( ع ) در خطابى طولانى به هشام بن حكم چنين آمده است : « اى هشام ! خدا بر مردم دو حجّت دارد : حجتى ظاهرى و حجتى باطنى . ظاهرى همان پيامبران و رسولان و امامانند ؛ و باطنى ، همان عقل است . » علّامه مجلسى در بحار الانوار در بيان سخنان امامان ( ع ) و حكيمان و فيلسوفان در ماهيّت و ارزش عقل و كيفيّت وجود آن مفصل سخن گفته است . از جمله سخنان ظريف ايشان ، شرح حديث پيامبر ( ص ) است كه فرمود : « اوّلين چيزى كه خداوند آفريد ، عقل بوده است . » كه احتمال دارد مراد اوّلين صفت وابسته به روح كه مقدّر شده است ، باشد ؛ يا اوّلين غريزه‌اى كه در نفس نهاده شده ، و يا اوّلى بودن آن به اعتبار اوّلى بودن آنچه كه به نفس مربوط است ، باشد . . . و يا به اعتبار اين باشد كه نفس قبل از جسم - بنابه آنچه كه در اخبار زيادى آمده - آفريده شده است . و از بعضى محقّقان آورده است كه : « نسبت عقل دهم كه عقل فعال مىنامند ، مثل نسبت نفس به بدن است ؛ همانطور كه نفس ، صورت بدن و بدن مادّهء آن است ، عقل هم صورت نفس و نفس مادّهء آن است . و عقل بر آن مىتابد و علومش از عقل اقتباس مىشود ؛ و اين ارتباط به حدّى كامل مىگردد كه علوم را در آن مطالعه مىكند و به آن مىرسد . »

--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 171 : آرى ! كرند ، لالند ، كورند ، و درنمىيابند .