صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

393

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

عذاب راغب به بيان اختلاف نظر لغويان در اصل و اشتقاق كلمهء عذاب پرداخته و از برخى نقل كرده است كه ، از « عذب الرجل » ، يعنى آن‌گاه كه خوردن و خوابيدن را ترك كند ، كه مىگويند او « عاذب و عذوب » است . تعذيب در اصل ؛ يعنى واداشتن انسان به اين كه گرسنه بماند و نخوابد . از اين كه اصل آن از عذب باشد ، احتمال كمى دارد و گفته شود : « عذبته » يعنى شيرينى زندگىاش را زايل كردم . گفته شده است : اصل تعذيب ، ضربهء زياد زدن به گوشهء تازيانه است . برخى از لغويان گفته‌اند : تعذيب همان مطلق زدن است . گفته شد : از « ماء عذب » ؛ يعنى آبى كه در آن خاشاك و تيرگى باشد ، مشتق شده است . پس « عذبته » مثل : « كدرت عيشه و زلقت حياته » يعنى زندگىاش تيره و ناهموار گرديد . بعد از اين مطلب ، مىتوان در تعريف عذاب گفت : احساس درد و رنج را گويند . راههاى آن فراوان است و قابل شمارش نيست ؛ مثلا از دست دادن اعتدال ، يا محروميّت ، آزار و امر ناپسند . تعريفى استوارتر و تصويرى دقيقتر براى حالت نفس دربارهء عذاب از آيهء وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ « 1 » سراغ ندارم . آيا عذابى دردناكتر از ممانعت ميان نفس و آنچه كه مىخواهد وجود دارد ؟ اگر در دنيا از لذّت‌جوئيها محروم شوند و يا نفس را از راحتى و آسايش كه به آن علاقه‌مند است ، دور سازند و در امر دشوارى كه از آن مىگريزد ، افتد و

--> ( 1 ) - سبأ ( 34 ) آيهء 54 : و ميان آنان و ميان آنچه به آرزو مىخواستند حايلى قرار مىگيرد .