صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
386
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
عدل شريف جرجانى در تعريف عدل مىگويد : « عدل عبارت است از : امرى بين افراط و تفريط . » همچنين آورده است : « مصدر است و به معناى عدالت ، يعنى اعتدال و راست قامتى و ميل به حق . » راغب مىگويد : « تقسيم بهره و سهم به طور مساوى . » يعنى مساوات در هر چيزى و دادن بهره و نصيب به مستحق آن . او مثالى شايسته براى عدل مىآورد ، مىگويد : « بنابراين روايت شده است : آسمانها و زمين به عدل قائمند ؛ يعنى اگر يكى از اركان چهارگانه در علم بر ديگرى پيشى گيرد و يا ناقص باشد ، مقتضاى حكمت آن است كه جهان نظم نداشته باشد . » همهء اين تعريفها در سخن على ( ع ) آمده است : « عدل امور را در جايگاه خود قرار مىدهد . » راغب نقل مىكند كه ، عدل بر دو قسم است : عدلى كه در زمان دچار تغيير و تحوّل نمىشود ، گويى سنّت آفرينش است و عقل به آن حكم مىكند ؛ و عدلى كه در زمان و مكان به شرايطى كه تابع حكم عقل و شرع است ، دچار تغيير و تحوّل مىشود . سخن او چنين است : « عدل دو گونه است : مطلق كه حسن عقلى دارد و در زمان نسخ نمىشود و به هيچ وجه به تجاوز توصيف نمىشود . مثل نيكى به كسى كه به تو نيكى كرد و ترك آزار از كسى كه دست از آزار تو برداشته است . و عدلى كه عدالت شرعى است و ممكن است در زمانى نسخ گردد ؛ مثل قصاص ، و اصل مال مرتد . عدل ، در قرآن به گونههاى متفاوت و معانى متعدد آمده است كه مهمترين و بارزترين