صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
378
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
شيوهء منحرفشان فراخوانده ، بر گمراهى و خارج ساختن آنها از اصولشان تكيه مىكنند . اگر از انسانى كه دست به ظلم مىزند و مىداند كه چه مىكند ، و مىداند كه اين كار حرام است ، در شگفت هستى ! من شگفتىام بيشتر از مظلومى است كه ظلم را مىپذيرد و مىداند كه آنچه مىپذيرد ، حرام است ؛ و سكوت او هم در برابر ظلم ، حرام است . مبالغه نمىكنم اگر بگويم ، هزاران صفحه در دين حنيف ما نوشته شده كه در رأس آنها وحى خداوند و شرح و تفسير آن ، سپس سنّت پيامبر ( ص ) و سخنان عترت و اصحاب ، سخنان فقيهان و اوليا و حكيمان و فيلسوفان ، همگى در بازداشتن ظلم ظالم و فراخوانى مظلوم به دفع ظالمان و سرپيچى در برابر آنها براى عدالت ورزيدن و از بين بردن ظلم آنها ، و بازگرداندن حقوق آنها به صاحبانش مىباشد ؛ هر كتابى را كه مىخواهى جستجو كن ! چه سخن روشن و كوبندهاى است ! و اگر چيزى از آن آورى فقط به عنوان مثال و تذكّر مىباشد . خداوند مىفرمايد : وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ « 1 » . مسلم در كتاب [ فصل ] ايمان روايت مىكند : « مردى نزد پيامبر ( ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا ! نظرت دربارهء كسى كه قصد گرفتن مالم را كرده ، چيست ؟ فرمود : مالت را به او مده . گفت : دربارهء كسى كه با من مىجنگد ؟ فرمود : با او مبارزه كن . گفت : اگر مرا كشت ؟ فرمود : تو شهيدى . گفت : اگر من او را بكشم ؟ فرمود : او در آتش است . » از امام على ( ع ) روايت شده كه فرمود : « روزگار مظلوم بر ظالم ، از روزگار ظالم بر مظلوم سختتر است . » همچنين فرمودند : « اگر به ظالم مهلت داده شد ، نبايد مؤاخذهاش فراموش گردد . او همچنان در كمين روشى است كه پيش گرفته و در موضع استخوان در گلوست . » در كافى از امام صادق ( ع ) آمده است : « ظالم و همدستانش ، و كسانى كه به كارش راضىاند ، سه شريكند . » همچنين مىفرمايد : « كسى كه ظالمى را به خاطر ظلمش معذور بدارد ، خداوند كسى را بر او حاكم مىكند كه به او ظلم كند . و اگر دعا كند ، دعايش اجابت نمىشود ؛ و خداوند او را در ظلمى كه به او مىشود ، اجر نمىدهد . » سپس ، به زيبايى
--> ( 1 ) - ابراهيم ( 14 ) آيهء 42 : و خدا را از آنچه ستمكاران مىكنند غافل مپندار . جز اين نيست كه [ كيفر ] آنان را براى روزى به تأخير مىاندازد كه چشمها در آن خيره مىشود .