صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
355
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
حكيم سلطان محمّد گنابادى معتقد است : « نهى و امر براى مشركان در شرك ورزى صورى بوده است ، كه خورشيد و ماه را مىپرستيدند . » اين سخن او در شرح آيهء فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا . . . ، كه بعد از آيهء پيشين آمده ، گفته شده است . علّامه احمد محمّد حيدر در كتاب « التكوين و التجلّى » - كتابى كه به تحقيق آن پرداختم - معتقد است : « پرستش خورشيد و ماه مورد اختلاف و نزاع جدّى بين پيامبر ( ص ) و مشركان قريش بوده ؛ و چه بسا نزد آنها از پرستش بتها مقرّبتر و استوارتر بوده است ؛ بتها در هر زمان مشخّصات خورشيد و هم خانوادههاى آن را داشته و برخى از آنها معتقد بودند كه خورشيد و ماه و ستارگان ثابت ، مسكونىاند و در آنها عوالمى ساكنند كه بين آنها و خدايان واسطهاند . » در كتاب المفصّل فى تاريخ العرب قبل الاسلام از دكتر جواد على ، شرح مفصّل و بيان دقيق و مطمئنى است كه ثابت مىكند بسيارى از مشركان عرب ، خورشيد ، ماه و برخى ستارگان ديگر را مىپرستيدند و براى آنها تمثالهايى قرار داده ، و بتهايى از چوب و سنگ درست كردند كه حكايت از شكل و صورت آنها دارد ؛ و به برخى از اين بتها نام خورشيد و برخى ديگر نام ماه را نهادند . بهتر آن است كه اندكى از دلايل روشن و سندهاى گويا و قطعى او را بياوريم . يعقوبى ذكر مىكند كه ، گروهى از عذرة ، بتى به نام « شمس » را مىپرستيدند ؛ و شمس بتى از آن بنى تميم بوده است كه ضبة ، عدى ، عكل ، ثور با آنها هم مىپرستيدند ؛ امّا پردهدارى آن از بين اوس بن مخاشن بوده است و هند بن أبى هالة و صفوان بن أسيد بن حلاحل آن را شكستند . به آن الهه هم گفته مىشد ؛ و گروهى از اسمهاى منسوب به خورشيد آمده كه صاحبانش به عبد شمس شهرت دارند . از جملهء آنها ، از قبايلى غير از تميم بودند كه دليل آن اين است كه پرستش آن در جاهاى مختلفى از جزيرة العرب مشهور بوده است و برخى از آنها به « عمر شمس » شهرت داشتند . مناف بتى از گونههاى جاهلى است كه بر سنگى دست يافت كه بر آن تصوير الههء مناف به شكل مردى بدون ريش بود و بر گونههايش موى مصنوعى سرش ، كه رمز الههء شمس است ، آويزان بود . دكتر جواد على ، قولى را به برخى از خاورشناسان نسبت مىدهد كه ، لات مثل شمس است و مؤنّث ، يعنى آلهة . امّا رينودسيو ، معتقد است كه ، آن شبيه شمس نبوده است ، بلكه