صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

348

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

شكر گفته مىشود : « ناقة شكرة » ؛ يعنى شترى كه پستانى پر از شير دارد ، و يا « دابة شكور » ؛ يعنى با ظاهر نمودن روغنش و نيكى صاحبش در حق او ، نيكى مىكند ، يا بيش از علفى كه به او داده شده ، روغن دهد . و « عين شكرى » ؛ يعنى پر و لبريز . عرب مىگويد : « شكره و شكر له » كه با حرف جر لام فصيح‌تر است . پس شكر همان پرشدن از ذكر كسى است كه به او نعمت داده شده . راغب مىگويد : « شكر ، تصوّر و اظهار نعمت است . » گفته مىشود : « مقلوب كشر » يعنى كشف است ، و ضدّ آن كفر ؛ يعنى فراموشى و پنهان كردن نعمت مىباشد . . . . شكر سه گونه است : شكر قلب ، كه همان تصوّر نعمت است ؛ و شكر زبان ، كه ثناى بر منعم است ؛ و شكر به جوارح ، كه پاداش نعمت به قدر استحقاق است : اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً « 1 » . گفته شده است : شُكْراً منصوب است ، بنابر تمييز بودن ، كه به معناى « إعملوا ما تعملونه شكرا للّه » است . و گفته شده است : شكرا مفعول اعملوا است ، و اعملوا را آورده و نگفت اشكروا تا بر پايبندى انواع سه‌گانه شكر ، يعنى به قلب و زبان و جوارح ، توجّه دهد . . . و ، وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ « 2 » ، كه بيانگر آن است : شكر كامل خداوند را به جا آوردن دشوار است . لذا تنها شكر دو تن از

--> ( 1 ) - سبأ ( 34 ) آيهء 13 : اى خاندان داوود ! شكرگزار باشيد . ( 2 ) - همان ، آيهء 13 : و از بندگان من اندكى سپاسگزارند .