صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
346
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
علاوه بر آن ، راه ديگرى پيوسته در هستى به وجود مىآيد كه همان رحمت ازلى خداوند است . در برخى از دعاها آمده است : « اى كسى كه رحمتش بر غضبش پيشى گرفته است . » كه يادآور اين آيه مىباشد : إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ « 1 » . پس رحمت و سعادت در نظام وجود واقعى و حقيقى هستند و جز آنها ، يعنى كفر ، فسق و شرور ، عارضى و غير اصيل . و تا زمانى كه عارضى باشند ، به سبب جاذبهء رحمت ، منزوى خواهند شد . همچنين امدادهاى غيبى ، تأييدات رحمانى كه همگى شواهد قاطعى است كه غلبهء رحمت بر غضبش را اثبات مىكند . از مظاهر رحمت خداوندى ، وجود تطهير در نظام وجود است . هستى خاصيّت پاككنندگى و شستشو دارد ، مثل جذب گازهاى سمّى و كشنده توسط گياهان و درياها ، و پاك شدن آبها از طريق عبور و نفوذ در لايههاى زمين و ديگر پديدههاى تطهير كه بدون آنها زندگى روى زمين غير ممكن است . چنان كه اين قوانين در عالم مادّه موجود باشند ، در عالم معنا هم مصاديقى براى پاككنندگى و شستشو - مثل آمرزش و محو گناهان - وجود دارند و آمرزش عبارت است از : شستشوى قلب و روح به حدّى كه قادر است آثار گناه را بزدايد . بديهى است ، برخى از قلبها قابليّت خود را براى پاك شدن از دست مىدهند ، به طورى كه پاكشدن را پاسخ نمىدهند و به عين ناپاكى تبديل مىشوند و آمرزش و شفاعت را پذيرا نيستند . بين اين سخن و سخن كاشانى ، در تفسيرى كه اشتباها به ابن عربى نسبت يافته است ، تفاوت عمدهاى وجود ندارد . وى ( كاشانى ) مىگويد : « در اينجا ، شفاعت ؛ يعنى افاضهء نور و فيض رسانى ، و تنها هنگام پذيرش صفا توسط موضوع يا مورد شفاعت ممكن است . » به اعتقاد علّامه طباطبايى ، اين كه گفته مىشود ، انسان ذاتا خوشبخت است و ذاتا بدبخت ، يعنى ذات او داراى صورتى خوشبخت با اعتقاد حق و ثابت است ، امّا در نفس او حالتهاى بدى و زشتى از گناه وجود دارد كه در هنگام وابستگى به بدن دنيوى آن را كسب كرده و از پستان اختيار به آن شير داده است ؛ اينها امورى قسرى و ناسازگار با ذات اويند و
--> ( 1 ) - انبياء ( 21 ) آيهء 101 : بىگمان كسانى كه قبلا از جانب ما به آنان وعدهء نيكو داده شده است از آن [ آتش ] دور داشته خواهند شد .