صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
341
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
شفاعت اين موضوع ، شايد از سودمندترين ، دقيقترين و ژرفترين موضوعها در انديشهء اسلامى باشد ؛ هرچند در بين عامّهء مسلمانان معنايى رايج دارد ، چون موجب اعتماد به نفس و آرزومندى مىگردد . همچنين ، موجب بدفهمى نيز شده است و به حكمت عظيم آن دست نيافتهاند و آن را به كنارى نهاده ، كم اهميّت تلقّى كردهاند ؛ مثل كسى كه به شفاعت ، اعتقاد و باور ندارد . چه بسا در تعدّد معنا و گستردگى معناى شفاعت ، حكمت و ظرافت آن پنهان بماند . بنا به قول راغب ، در اصل لغت ، « شفع پيوند چيزى به چيزى است . گفته شده است : آفريدههاى شفع ، چون مركّبند . خداوند هم فرمود : مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ « 1 » . و وتر ، خداوند است ؛ چون از هر جهت واحد است . » همچنين مىگويد : « شفاعت ؛ يعنى پيوند به ديگرى كه يارىدهندهء او و طلبكنندهء اوست ، و بيشتر در پيوند كسى به كار مىرود كه از حرمت و مرتبهء برترى برخوردار است : مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها « 2 » ؛ يعنى به غير بپيوندد و او را يارى كند و شفيع او گردد ؛ و يا در كار خوب يا بد شفيع باشد و به او كمك
--> ( 1 ) - ذاريات ( 51 ) آيهء 49 : و از هر چيزى دو گونه [ يعنى نر و ماده ] آفريديم . ( 2 ) - نساء ( 4 ) آيهء 85 : هركس شفاعت پسنديده كند ، براى وى از آن نصيبى خواهد بود ؛ و هركس شفاعت ناپسنديدهاى كند ، براى او از آن [ نيز ] سهمى خواهد بود .