صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

333

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

پى مىگيرد و مىگويد ، معناى آن چنين است : آنچه كه براى آن نفسهاى پاك شايسته است ، اين كه آثار هوش و كمال قرآن در آن ظاهر گردد و در نفسهاى تيره ، خوارى و گمراهى . چنان كه خورشيد نمك را سفت مىكند ، روغن را مايع و لباس رنگى را سفيد و چهره را سياه ؛ اين كامل مىشود ؛ آن‌گاه ارواح و نفوس به ماهيّات مختلف باشند كه برخى تابناك و صافند كه به‌واسطهء « قرآن نور على نور » در آن ظاهر مىشود و برخى تيره و ظلمانى كه تيرگى و گمراهى و عذاب پشت عذاب در آن ظاهر مىشوند . امّا علّامه طباطبايى معتقد است كه اين آيه بر اختلاف ماهيّات نفوس دلالت دارد ؛ امّا بعد از رسوخ ملكات و تصويرپذيرى آن به صورتها و عادتهاى آن ؛ اين عارض حال انسان بعد از حصول شاكلهء آن و شخصيت اخلاقى آن كه از مجموعه غرايز و عوامل خارجى تأثيرگذار در او كه به نوعى از عمل كه به نحو اقتضا فرامىخواند ، مىگردد . ايشان در تلاش بر تأكيد رأى خود مىگويد : « به تجربه و بررسى علمى ثابت شده است كه ملكات و احوال نفسانى و اعمال رابطهء خاصّى است و عمل يك انسان شجاع و ترسو وقتى به موقعيت دشوارى برسند ، و يا عمل يك شخص بخشنده و بخيل در حالت انفاق با هم مساوى نيست . و بين صفات نفسانى و نوع تركيب ساختار انسانى رابطهء خاص برقرار است . برخى از مزاجها زود عصبانى مىشوند و طبعا دوست دارند ، انتقام بگيرند و در برخى شهوت غذا يا ازدواج فراوان است به طورى كه به اندك سببى كه آن را فراخواند يا تحريك نمايد ، مشتاق مىگردد . پس تشكيل ملكات به حسب آن كه با مورد تناسب داشته باشد ، از حيث سرعت و كندى متفاوتند . با اين همه ، مزاج مناسب با ملكه‌اى از ملكات يا عملى از اعمال از حد اقتضا و تناسب به حدّ عليّت تام خارج نمىشود ؛ به‌گونه‌اى كه فعل خالف مقتضاى طبع از حالت امكان به حال محال خارج شود و اختيار باطل گردد ؛ پس صفت اختيار باقى مىماند ؛ هر چند كه در برخى موارد در نهايت دشوارى باشد . با تدبّر در كلام خداوند اين مطلب تأئيد و تأكيد مىشود ؛ مثل آيهء وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً « 1 » . پس

--> ( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 58 : و زمين پاك [ و آماده ] ، گياهش به اذن پروردگارش برمىآيد و آن [ زمينى ] كه ناپاك و [ نامناسب ] است [ گياهش ] جز اندك و بىفايده برنمىآيد .