صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
324
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
سيما علّامه طباطبايى در باب سحر مىگويد : « حكيمان گذشته به اسرار بعيدى در حكمت و فلسفه دست يافتند و توانايى زيادى در كشف كنه امور پيچيده داشتند ، ولى به اندازهء عقل مردم و توانايى و ظرفيّت آنها در ميان آنها منتشر ساختند . از اسرارى كه آن را حفظ كردند و در آن افراط نكردند و نزدشان به علوم پنجگانه مخفى ناميده مىشود ، از جمله علم سيمياست ؛ يعنى « دانشى كه از تلفيق قواى ارادى با قواى ويژهء مادّى براى دستيابى به تصرّف شگفت در امور طبيعى بحث مىكند و از آن جمله ، تصرّف در خيال كه چشم بندى نام دارد و اين از بهترين مصاديق جادوست . » سيميا بنا به قول راغب همان سيماست و به سخن شاعرى استشهاد مىكند كه گفت : « چهرهاى دارد كه چشم را به زحمت نمىافكند . » بعيد نيست كه معناى آن در مفهوم فلسفهء طبيعىاى كه علّامه طباطبايى ذكر كرده ، دور باشد ؛ امّا قصد ما بررسى دقيق و ژرفكاوى در آن نيست . اين نوع علم قبل و بعد از وحى براى عرب مجهول نبوده است ، بلكه آن را مىشناختند و به شيوهء ديگرى كه آن را فراست مىناميدند ، تجربه كرده بودند ؛ يعنى « به واسطهء هيأت و شكل و سخنان انسان ، به صفات و سرشت او استدلال كردن . » در جاى خودش به طور مفصل در باب فراست سخن خواهيم گفت و جايگاه آن در قرآن و معناى گسترده و عميق آن را كه به آن راه مىبرد ، بيان خواهيم كرد . كشف و شناخت باطن انسان از راه شكل و هيأت ظاهرى و چهره و رنگى كه دارد ،