صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
305
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
سحر سحر در لغت عبارت است از : هر آنچه كه منشأ آن لطيف و ظريف و علّت آن پنهان باشد و از آن جمله ساحر است براى دانشمند ( پنهان است ) و « سحره » يعنى او را فريفت . سحر يعنى ريه ، و بدان جهت ناميده شده است كه آنچه داخل آن مىشود ، هواست و هوا هم در نهايت ظرافت و لطافت است و آنچه بين آن دو جريان دارد تقابل و تبادل است ، كه آن هم در نهايت پنهانى است ؛ هر چند أمر آن مشخص است . سحر در شريعت به هر امرى اختصاص دارد كه علّت آن پنهان است و بدون حقيقت به خيال مىآيد و در حكم خدعه و فريب است و هرگاه به طور مطلق و بدون قيد آورده شود ، افادهء مذمّت فاعل دارد . خداوند فرموده است : سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ « 1 » ؛ يعنى آنها را فريب دادند ، تا جايى كه ريسمانها و عصاى آنها را مىپنداشتند كه حركت مىكند . گاهى در امر ممدوح و پسنديده ؛ يعنى سحر حلال هم به كار مىرود . حضرت [ محمّد ] ( ص ) فرموده است : « بعضى از بيانها سحر است . » اين كه توضيح مىدهد و با بيان نيكو و عبارت لطيف از حقيقت آن پرده برداشته ، در زيبا نمودن امر زشت و زشت نمودن زيبا تواناست . گاهى به خشم مىآورد و بدترين چيز ممكن را مىگويد و گاهى خشنود مىسازد و بهترين چيز را مىگويد .
--> ( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 116 : ديدگان مردم را افسون كردند .