صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

300

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

اين سخن چندان از سخن راغب دور نيست ؛ چون قرآن كلام خداست و وحى او نيز مىباشد . امّا نمىتوان از اختلاف بين آنها غافل بود ؛ راغب معتقد است : « روح در اين آيه همان قرآن است ، به همان حالتى كه نازل شده و در اين عالم محسوس ظاهر گشته است ؛ در حالى كه علّامه به وحى معتقد است ، از زمانى كه جبرئيل امين به حمل آن پرداخته و نازل كرده تا در قلب پيامبر ( ص ) القا كند ؛ و در آيهء وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ « 1 » با هم موافقند . و راغب مىگويد : « آن عيسى ( ع ) است ؛ چون مردگان را زنده مىكند . » علّامه طباطبايى همچنين قولى را بيان مىكند و در تأكيد بر رأى پيشين خود در آيهء قبلى مىگويد : « اين موجودات ، پاكند ؛ چنان كه موجودات مقدّسى از آفريده‌هايش هستند . همچنين است كلمه‌هايى كه از جانب خداوند است و روح را كلمه‌اى كه بر مراد دلالت دارد ، برشمرد . پس جايز است كه روح را وحى به حساب آورد ، چنان كه آن را كلمه به حساب آورد و آن را كلمه‌اى از جانب خود ناميد ؛ چون از كلمهء ايجاد ( پيدايش ) مىباشد بدون اين‌كه علّت عادّى در آن در هستى انسان واسطه شود . » و در آيهء وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ، به آن معنايى است كه بيهقى در كتاب الاسماء و الصفات ، به نقل از استادش ، مىگويد : « روحى كه از او در آدم ( ع ) دميده شد ، يكى از مخلوقات خداوند است و خداوند حيات اجسام را به واسطهء آن قرار داد و از طريق آفرينش و ملك به خود نسبت داد كه جزئى از اوست و فرمود : وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ « 2 » ، يعنى از او آفريد . » به نظر راغب ، نسبت روح به خود اضافهء ملكى است ، و تخصيص آن به وسيلهء اضافه براى شرافت و تعظيم است ، مثل آيهء وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ « 3 » . هر دو به سخن امام صادق ( ع ) نظر دارند . بيهقى همچنين از برخى از مفسّران نقل مىكند كه « روح به معناى رحمت است ؛ مثل

--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) آيهء 171 : عيسى كلمهء اوست كه آن را به سوى مريم افكنده و روحى از جانب اوست . ( 2 ) - جاثيه ( 45 ) آيهء 13 : و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است به سود شما رام كرد ؛ همه از اوست . ( 3 ) - حج ( 22 ) آيهء 26 : و خانه‌ام را پاكيزه‌دار .