صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
294
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
مترادف اين معنا ، يعنى منام ، در داستان ابراهيم ( ع ) هم آمده است : يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ « 1 » و إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلًا « 2 » . و همچنين أحلام در آيهء قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ « 3 » . و آيهء بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ « 4 » . آنچه كه مىبينيم و تقريبا احساس مىكنيم اين كه ، قرآن حلم ( خواب ) را در موضع رؤيا قرار داده و همان معنا را به آن بخشيده ؛ امّا در دو چيز ميان آنها تمايز افكنده است : 1 - رؤيا تنها در آينده واقع مىشود - چه آيندهء نزديك و چه دور - امّا أحلام تنها از طريق تخمين و احتمال به آينده مربوط است و ارتباط آن - چنان كه در معناى قرآنى پيداست - در گذشته و حال است و لذا بر آن تكيه نمىشود ؛ به اندازهاى كه رؤيا جايز است مورد توجّه قرار گيرد ، چندان مورد توجّه نيست . 2 - رؤيا در قرآن تنها در معرض وقوع محقّق و تصديق صريح ذكر شده است ، امّا احلام به اضغاث ، كه همان اوهام و احوال خيالىاند ، مقرون است كه حقيقت ندارند و گويى معنا را از باب مجاورت و اقتران كسب كرده است و مثل آن گشته ، كه داراى واقعيت و اصل و حقيقت نيست . در حديث آمده است : « از بشارتدهندههاى نبوّت تنها رؤيا باقى مانده است . » همچنين از عايشه نقل شده است كه : « اوّلين چيزى كه رسول خدا به آن آغاز كرد ، رؤياى صادقه در خواب بود كه رؤيا همچون سپيدهء صبح مىآمد . » همچنين در حديث آمده است : « رؤياى صادقه بخشى از چهل و شش جزء پيامبرى است . » كتاب الهوامل و الشوامل روايت مىكند كه ، ابو حيّان توحيدى از ابن مسكويه پرسيد : رؤيا چيست ؟ چه كسى آن را مىبيند : نفس ، طبيعت يا انسان ؟ در جواب گفت : « نفس آنچه از ديدنىها را مشاهده كرد به قوّهاى منتقل مىسازد كه حسّ مشترك ناميده مىشود و مثل خزانه است كه امانتها را مىپذيرد و هنگام نياز يا ، يادآورى در بيدارى و يا در خواب پس مىدهد :
--> ( 1 ) - صافات ( 37 ) آيهء 102 : اى پسرك من ! من در خواب [ چنين ] مىبينم كه تو را سر مىبرم . ( 2 ) - انفال ( 8 ) آيهء 43 : [ اى پيامبر ! ياد كن ] آنگاه را كه خداوند آنان [ سپاه دشمن ] را در خوابت به تو اندك نشان داد . ( 3 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 44 : گفتند : خوابهايى است پريشان ، و ما به تعبير خوابهاى آشفته دانا نيستيم . ( 4 ) - بلكه گفتند : « خوابهاى شوريده است ، [ نه ] بلكه آن را بربافته ، بلكه او شاعرى است .