صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

269

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

رحم دستگاه خاص زنان است كه انسان مراحل اوليّهء زندگىاش را از نطفه تا علقه و سپس مضغه و بعد به صورت انسان كامل در آن طى مىكند و بعد از كامل شدن ، نه ماه اين مكان را به قصد وارد شدن در دنياى وسيع ترك مىكند و به شناخت زندگى و اشياى آن مىپردازد . به معناى قرابت نيز هست ؛ چون خويشاوندان در رحم با هم مشتركند ؛ پس رحم به معناى قريب و أرحام هم يعنى ، خويشاوندان و نزديكان . راغب مىگويد « رحم از رحمت است و به معناى موجود در مردم از همان معناى موجود در خداوند است و تناسب لفظى و معنايى دارند . » او مىخواهد ، بگويد ؛ همانطور كه خداوند خود را به رحمت توصيف نمود ، پس آنهايى كه ميانشان قرابت و رابطهء خويشاوندى است نيز به تراحم ميان يكديگر بدون تكلّف توصيف مىشوند ؛ و ضرورت تقارب لفظى ، تقارب معنايى را اقتضا مىكند و حتّى موجب اتّحاد هم مىشود . رحم از نظر علّامه طباطبايى « تنها جهت موجود بين انسانها از حيث ارتباط مادّهء وجودى آنها در تولّد از پدر و مادر يا يكى از آنهاست و آن ، جهت حقيقى در بين خويشاوندان است و آثار حقيقى خلقى و خلقى ، روحى و جسمى غير قابل انكار دارد ؛ هر چند ، چه بسا با آن عوامل مخالفى كه اثر آن را ضعيف يا تا حدودى باطل مىسازد به وجود مىآيد . » بر كسى پوشيده نيست كه از بين وجوه حكمتى كه قرآن به خاطر آن بر ارتباط خويشاوندان و رعايت حقوقشان و حفظ روابط آنها تأكيد دارد ، احياى ارزشها و اخلاق كريمانه و پسنديده و آبادانى