صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

265

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

نزد دينداران ، رياى در لباس به پوشيدن لباسهاى كهنه و كوتاه و پينه زده است تا به مردم بنمايانند كه در دنيا زاهد هستند و توجّه‌شان به آخرت آنها را از توجّه به لباس و مظاهر زينت و شيك‌پوشى بازداشته است ؛ امّا نزد اهل دنيا ، رياىشان به لباسهاى فاخر و مركبهاى نفيس و انواع تجمّل در لباس و مسكن و اثاثيهء گران‌قيمت و لباسهاى رنگين و رداى فاخر است . قسم سوم ، ريا در گفتار است كه به خاطر فراوانى و شكلهاى زياد آن نمىتوان برشمرد و در بين دينداران به واسطهء وعظ ، تذكّر و سخن حكيمانه و حفظ اخبار براى به كار بستن در گفتگو و اظهار علم فراوان داشتن و نشانهء توجّه زياد به دانشمندان و آثارشان است ؛ از آن جمله است : در حضور مردمان به تكان دادن لب براى ذكر ، و نازك كردن صدا در خواندن قرآن ، و امر به معروف و نهى از منكر ، و اظهار تأسف به خاطر گناه مردم . اين نوع ريا در بين اهل دنيا به حفظ شعر و ضرب المثل و اظهار فصاحت در عبارتها و حفظ امور نادر و شگفت و اظهار محبّت به اهل فضل و كسب دوستى مردم و جلب توجّه آنهاست . قسم چهارم ، رياى در عمل است كه در بين دينداران ، به طول قيام و ركوع و سر خم كردن و سنگينى در كلام و سجود و بىتوجّهى و اظهار آرامش و سكوت و صاف قرار دادن پاها و دستهاست ، و به واسطهء روزه و جنگ و حج و صدقه و نفقه و قربانى كردن و ديگر امور است . ميان اهل دنيا ، هر چه كه بر جاه و مقام دلالت كند ؛ مثل تكبّر و تبختر و تكان دادن دست ، و نزديك گذاشتن گامها و دامن‌كشان راه رفتن و چرخاندن كتف . قسم پنجم و آخرين ، ريا به طرفداران و ياران است ؛ مثل كسى كه به تكلّف به ديدار دانشمندى رود تا گفته شود كه مورد احترام اهل علم است و يا به ديدار عابدى رود تا بگويند كه اهل زهد و عبادت است ؛ و آنها از ديدار او تبرّك مىجويند و نزد او مىروند . و يا به تكلّف به ديدار پادشاهى يا عامل سلطانى مىرود تا گفته شود آنها طالب خير و بركت و خشنودى اويند به خاطر مقامى كه در دين دارد . يا كسى كه زياد از بزرگان ياد مىكند و مىگويد : سرزمينها را گشتم و فلانى و فلانى را ديدم و به آنها خدمت كردم و آن گاه به آن افتخار كند تا فضل خود را اظهار نمايد و فضل آنها را كم نشان دهد . خوب است اشاره كنيم كه قصد غزّالى از اقسام رياكنندگان ، تنها كسانى است كه در