صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
260
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
ذكر كاملتر از فكر است ؛ چون خداوند سبحان به ذكر توصيف شده است ؛ نه فكر و آنچه كه وصف خداوند است ، كاملتر از وصف مخلوق است . » قشيرى آن گاه اين سخن ابو على دقّاق را تأييد كرد و آفرين گفت . سپس روايت مىكند : « در برخى از كتابها آمده است كه موسى ( ع ) گفت : خدايا كجا ساكنى ؟ وحى شد : در قلب بندهء مومنم . معنايش اين است : ساكن شدن ذكر در قلب . » از حسن بصرى روايت مىكند : « شيرينى را در سه چيز بجوييد : در نماز ، ذكر و قراءت قرآن . اگر يافتيد ، چه بهتر و گرنه بدانيد كه در بسته است . » به راهبى گفته شد : « آيا روزهاى ؟ » گفت : « به ذكر او روزه دارم و اگر غير او را ذكر كنم ، افطار كردهام . » چه زيباست و چه واژگان شيرينى دارد ابياتى كه شبلى گفته است : ذكرتك ، لا إنّى نسيتك لمحة * و أيسر ما فى أذكر ذكر لساني و كدت بلا وجد أموت من الهوى * و هام علىّ القلب بالخفقان فلمّا رآني الوجد أنّك حاضري * شهدتك موجودا بكلّ مكان فخاطبت موجودا به غير تكلّم * و لا حظت معلوما به غير عيان « 1 » ذكرى ؛ يعنى كثرت ذكر كه برتر از ذكر است . در قرآن آمده : رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ « 2 » ؛ وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ « 3 » . تذكرة ؛ يعنى چيزى كه به واسطهء آن چيزى به ياد آيد و فراگيرتر از دلالت و نشانه است . در قرآن آمده : فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ « 4 » ؛ كَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌ « 5 » ؛ يعنى قرآن .
--> ( 1 ) - تو را به ياد آوردم ، نه لحظهاى تو را فراموش كردم ، و سادهترين ذكر من ذكر زبانى است . نزديك است بدون شوق از سر عشق بميرم ، و قلب به واسطهء تپش سرگردان گردد . وقتى مرا شادمان يافتى بدان كه تو نزد من حاضرى ، و تو را در هر مكان موجود يافتم . و موجودى را بدون تكلم خطاب قرار دادم ، و معلومى را بدون چشم ديدم . ( 2 ) - ص ( 38 ) آيهء 43 : تا رحمتى از جانب ما و عبرتى براى خردمندان باشد . ( 3 ) - ذاريات ( 51 ) آيهء 55 : و پند ده ، كه مؤمنان را پند سود بخشد . ( 4 ) - مدثّر ( 74 ) آيهء 49 : پس چرا از اين تذكار روگردانند ؟ ( 5 ) - عبس ( 80 ) آيهء 11 : زنهار ! [ چنين مكن ! ] اين [ آيات ] پندى است .