صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
243
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
كه مىگفت : « راستى خوف همان پرهيز از گناهان ظاهرى و باطنى است . » و حاتم اصم مىگفت : « براى هرچيزى زينتى است و زينت عبادت ، خوف و علامت آن هم كوتاه بودن آرزوست . » از يكى از صوفيان نقل كردهاند كه مىگفت : « ضربان قلب از جلال پروردگار . » شگفتا از سخنى كه همچون كندوى زنبور عسل است و با همهء كوچكىاش باغى پربار و سرسبز را گردآورده است . از ابن عريف سخنى در باب خوف است كه هرچند گرايش صوفيانه دارد و غرق در امور روحى است ، همچون امورى پنهان در گوشهاى پربار و پربهاست . ترسى كه جدايى از شادى و غمگين بودن و ترس از عذاب است : « از مقامات عوام است و خوف از مقامات خواص نيست ؛ چون براى بنده شايسته نيست كه مولاى خود را از ترس از نگاه به او و يا نفرت از انس با او هنگام ياد او عبادت كند . خداوند هم فرموده است : تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَ هُوَ واقِعٌ بِهِمْ « 1 » . امّا خواص ، وعيد او را به وعد و عذاب او را به عذب تبديل مىكنند ؛ چون اهل بلا را در بلا و اهل عذاب را در عذاب مشاهده كردند و آنچه را كه در كنار مشاهدات خود يافتند ، معدوم فرض كردند . و براى اين معنا دو بيت ذكر مىكند كه گفته مىشود از آن ابو يزيد است : أريدك لا أريدك للثّواب * و لكنّي أريدك للعقاب و كلّ مآربي قد نلت منها * سوى ملذوذ و جدي بالعذاب « 2 » ابو طالب مكّى در قوّت القلوب بخشهايى مفصّل در بحث حقيقت و معانى خوف دارد كه انباشته از اخبار و پر از اسرار است و بيان همهء آنها ممكن نيست و كسى كه در پى تأمّل و شناخت بيشترى است ، چارهاى جز مراجعه به آن ندارد . مىگويد : « خوف نامى است براى حقيقت تقوا و اسم جامع حقيقت ايمان است ؛ علم وجود و يقين است و علّت پرهيز از هر
--> ( 1 ) - شورى ( 42 ) آيهء 22 : [ در قيامت ] ستمگران را از آنچه انجام دادهاند هراسناك مىبينى و [ جزاى عملشان ] به آنان خواهد رسيد . ( 2 ) - تو را مىخواهم ، ولى نه براى پاداش ، بلكه براى عذاب مىخواهمت . به همه خواستههايم رسيدهام جز لذّت رسيدن به عذاب .