صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
229
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
بحث و استنباط ، پرسش و پاسخ است . اين حيات از تأييد الهى و اختيار بشرى با نيّت نيكو و تلاش دائم و محبّت معنوى و لطافت روحى و مزاج لطيف بهرهمند است . » حيات سوم : « حيات عمل صالح ، بلندى و پستى ، گرفتن و بخشيدن ، معاشرت و دوستى ، امانت و رعايت آن ، خوش قولى و وفادارى است . » حيات چهارم : « حيات ديانت و آرامش است . . . به واسطهء ديانت ، ناقص كامل مىشود و كفهء ترازو سنگين ؛ و سالم نجات مىيابد و بيمار شفا ؛ گمراه هدايت و نابينا ، بينا مىگردد ؛ و گمراه هدايت و ناراست ، راست ؛ امور از دست رفته جبران و پنهان آشكار مىگردد . » حيات پنجم : « حيات اخلاقى است . . . اخلاق را از ديانت و آرامش و عمل صالح جدا كرديم ؛ چون اخلاق تابع خلقت است و حتّى در لفظ هم شباهت دارند . اخلاق تقسيم مىشود به آنچه كه به واسطهء رياضت كاملا از بين مىرود و يا كم مىشود ؛ و به آنچه كه صورت نفس است ، كه بيزارى از آن اميد نمىرود . » حيات ششم : « آن است كه از جمله حياتهاى پيشين حاصل مىشود . . . چون اشياء در حالت مفرد ، صورتهاى آنها با اشياى به هم پيوسته متفاوتند . همچنين اشياى متضاد كه مثل اشياى به هم پيوسته نيستند . و اين روشن است و نيازى به دليل ندارد . هركس كه به واسطهء اين حيات رستگار گردد ، مقامش افزون مىگردد و جايگاهش رفيع و به مرحلهء رستگارى مىرسد . » امّا حيات هفتم « حيات ظن و گمان است ؛ يعنى شهرت و نام كه به هرصورت كه باشد بر آدمى غالب مىشود . . . وقتى انسان احساس بقا كند به هرشكلى كه باشد در پى آن مىرود . . . كسى كه چنين گمانى دارد از بقاى حقيقى غافل نمىشود و در كسب حيات تلاش مىكند كه گويى به واسطهء نام و شهرت مىباشد ؛ مثل حيات رايج به واسطهء حس و حركت . » حيات هشتم : « حيات عاقبت است ، كه بعد از مرگ فرامىرسد . . . كه آرامش روحانى در جايگاهى مطمئن و مشخص مىباشد و كنه آن را نمىتوانيم بيان كنيم ؛ چون جايى است كه هيچ آشنايى با آن نداريم و بين ما و آن الفتى نيست ، بلكه به واسطهء نور الهى آن را احساس مىكنيم . » امّا دو حيات ديگر : « كه يكى از آن فرشتگان است و ديگرى كه دربارهء خداوند گفته