صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

216

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

هيزم را . » در حديثى ديگر بيان مىكند كه ، حسد موجب قطع روزى مىشود و ميان دو طرف حسود و طرف حسادت نفرت و كينه و قتل ايجاد مىكند . فرموده است : « بيم‌ناكترين چيزى كه از آن بر امّتم مىترسم ، اين است كه ثروتمند شوند و به هم حسادت ورزند ؛ و به قتل هم دست يازند . » حضرت درست فرموده است ؛ چون چيزى بيشتر از ثروت در اين امّت موجب حسادت و جنگ نمىگردد . و اين سخن ايشان : « نزديك است فقر به كفر برسد و حسادت بر سرنوشت چيره شود » دلالت آشكارى است بر قدرت حسد در تغيير و تبديل خوشبختى به بدبختى و خوبى به بدى . چه بسيار انديشمندان و فيلسوفان كه آدمى را به ترك حسد فراخوانده‌اند ! مرضى كه به درون انسان راه بيابد از آن گريزى نيست ؛ جز به نابودى شخص و يا تغيير نفس آدمى و به جاى نهادن فساد و تيرگى در آن . از جملهء اين افراد مىتوان از ارسطو نام برد كه همهء عمرش را در راه انسان‌سازى صرف كرد . وى در كتاب اخلاق مىگويد : « امّا حسد ، غم و اندوهى مىآورد بر چيزى كه استحقاق دارد . » يعنى بر نعمتها و نيكيهايى كه از خالق به بندگان مستحق بخشيده شده است . منظور وى از غم ، آن چيزى است كه به واسطهء غم و اندوه از ديدن نعمت در دست مردم به حسود مىرسد . ابو حيّان توحيدى به نقل از او روايت كرده كه از وى سؤال شد : « چرا حسود از همه غمگين‌تر است ؟ » گفت : « او هم مثل همهء مردم غمگين است ، امّا به خاطر خيرى كه به مردم مىرسد ، تاوان پس مىدهد . » ارسطو در كتاب اخلاق مىگويد : « امّا حسود غمگين‌تر است و شادى وى كمتر ، به خاطر اين كه كسى كه از نيكيها ناراحت است ، البتّه براى نيكى و زيبايى شاد نمىشود . » ابو حيّان از ابن مسكويه دربارهء تعريف حسد و علّت و تأثير آن پرسيد و او هم در الهوامل و الشوامل چنين پاسخ داد : « حسد همان غمى است كه به خاطر رسيدن خير و نيكى به مستحقّ آن ، عارض شخص مىگردد . اين احساس زشت ، افعال زشت ديگرى را در پى دارد كه از جمله : آرزوى زوال آن نعمت از مستحق است . اين آرزو همچنين با تلاش در انواع فساد كه به بديهاى فراوانى منجر مىشود ، ادامه مىيابد . امّا وقتى كه اين غم به شكلهاى غير مذموم بر آدمى عارض شود ، مردم به اشتباه آن را حسادت مىنامند ؛ مثلا شخص فاضل از خيرى كه به غير مستحق برسد ناراحت است ؛ چون وى ترجيح مىدهد كه امور در جاى خود