صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

212

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

حسد كمتر كسى است كه حسد را نشناسد ؛ چون تقريبا هيچ انسانى خالى از آن نيست و گويى يكى از عناصر غريزى در وجود بشرى است ؛ ولى در حيوانات طبيعت نخستين آنهاست و زندگىشان بر آن قائم است . گياه‌شناسان معتقدند كه حسادت در گياهان بيشتر از حسادت در ديگر موجودات زنده است ، بلكه قانون طبيعى آنهاست ؛ و براى تقريب به ذهن مثالى مىزنند كه درخت بزرگ هرگاه تنومند گردد و رشد كند ، فرصت را از ديگر درختان كوچك مىگيرد از اين كه بزرگ شوند و مثل آن تنومند گردند . اگر اين حالت را حسادت ناميده‌اند ، به اين معنا نيست كه بر تفسير آزمايشگاهى و به زبان تجربه تكيه كرده باشند ، بلكه بيشتر به مشاهدهء تشابه موجود در صفات رايج در موجودات زنده نزديك است . شريف جرجانى در تعريف حسد آورده است : « آرزوى زوال نعمت فرد مورد حسد به نفع حسود را گويند . » اين تعريف چندان دقيق نيست ؛ چون شخص ثروتمند زوال ثروت ثروتمندى چون خود را آرزو مىكند ، ولى نمىخواهد ثروت او از آن وى باشد ؛ و صنعتگرى حسادت نظير خود را مىكند و آرزو مىكند كه او صنعت خود را از دست بدهد ؛ چون با وى رقيب است و مانع رشد و توسعه او مىگردد ، ولى نمىخواهد كه صنعت به وى منتقل شود ؛ چون نيازى به آن ندارد . امّا راغب تعريف جامع و دقيقى از حسد ارائه مىدهد ؛ مىگويد : « حسد آرزوى زوال نعمت از مستحّق آن نعمت است و چه بسا در راه از بين بردن آن تلاشى نيز انجام دهد . » وى تنها به ذكر آرزو كردن كه در درون شخص حسود پنهان است ، اكتفا