صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

203

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

شود ، اعمالش در دنيا حبط مىشود و هر كس بميرد و كافر باشد ، اعمالش در آخرت حبط مىشود . » اعمال قالبى آنهايى هستند كه حركات ، هيأت و ذكرهاى نوبه‌نو است كه اجزاى آن به هم پيوسته نيست و جزئى از آن در دو لحظه باقى نمىماند و بر آنها ثبات و تجسّم حكم نمىشود ، ولى حقايق آن ، به آن اعمال فرامىخواند و كسب كردنى آن ، همان شأن نفس جوهرى است كه ثابت و به صفت تقدّر و تجسّم و حبط توصيف مىشود . پيداست كه حكيم در سخنش به نيّتهاى پنهان باطنى كه اصل اعمال و حركتهاى ظاهرى است ، اشاره مىكند و احكام ، همان نيّتها در آخرت هستند . امّا اعمال ظاهرى ناگزير بايد در دنيا ميان مردم اثر و نتيجه‌اى داشته باشد ؛ چه موافق نيّت باشد و چه نباشد . علّامه طباطبايى در بعضى از سخنانش در شرح حبط ، شرح و توضيحى بر اين رأى دارد ، مىگويد : « نفس بشرى تا زمانى كه در بدن هست ، جوهر قابل تحوّل در ذات است و در آثار ذاتش ، صورتهايى كه از آن صادر مىشود و قائم به آن است ، نتايج و آثار خوب يا بدى دارد . اگر از آن نيكى صادر شود در ذاتش صورت معنوى مقتضي توصيف به ثواب حاصل مىشود و اگر از آن گناه صادر شود ، صورت معنوى همان صورت عذاب است . امّا ذات كه در معرض تغيير و تحوّل به حسب نيكيها و بديها قرار مىگيرد ، ممكن است صورت موجود و حاضر با تبديل شدن به غير آن ، باطل گردد ؛ و اين شأن آن است تا در معرض مرگ قرار گيرد ؛ و از بدن جدا شود و حركت متوقّف مىشود و تحوّل و استعداد آن باطل مىگردد . در اين هنگام صورتها و آثار آن ثابت مىگردند و تغيير و تحوّل نمىپذيرد ، جز از راه آمرزش و شفاعت . » علّامه معتقد است آنچه در ديگر آيات حبط روشن و آشكار است اين كه : « كفر و ارتداد موجب بطلان عمل و تأثير گذارى آن در سعادتمندى زندگى مىشوند ؛ چنان كه ايمان موجب حيات اعمال و تأثير آن در سعادت مىگردد . اگر انسان بعد از كفر ايمان بياورد ، اعمالش در تأثير سعادتمندى بعد از حبط و بطلان آن زنده مىگردد ؛ و اگر بعد از ايمان مرتد شود ، همهء اعمال او مىميرد و باطل مىگردد و تأثيرى در سعادت دنيوى و اخروى ندارد ؛ امّا اگر بر ارتداد نمرده باشد ، اميدى به آن مىرود ؛ و اگر بر ارتداد مرده باشد ، حتما دچار حبط مىگردد و شقاوت براى او نوشته مىشود . بنابراين ، بطلان نزاع در بقاى اعمال مرتد تا هنگام مرگ و حبط و عدم حبط در حين مرگ آشكار مىگردد . » از عبارت اخير او پيداست كه