صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
195
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
حب ( دوستى - عشق ) ضرورتى در آوردن تعريفهاى بسيار و يا مقايسهاى بين مفاهيم متعدّد « حبّ » نمىبينيم ؛ چون اين كار سخن را به درازا مىكشاند . امّا بهتر آن ديديم كه سادهترين ، دقيقترين و نزديكترين تعريف به مفهوم قرآنى را طرح كنيم . علّامه طباطبايى در تفسير آيهء يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ « 1 » مىگويد : « تعريفى كه از حب داريم اين است كه وابستگى خاص ، كشش ويژهء عاطفى بين انسان و كمالش را گويند . » در همين قسمت گويى احساس كرد كه اين تعريف به تعديلى نياز دارد و مىگويد : « حبّ تعلّق وجودى است و كششى خاص بين علّت كاملكننده و امور شبيه به آن ، و بين معلول ( كاملشونده ) يا شبيه به آن مىباشد . » توضيح زياد وى را ناچار كرد تا نمونهاى ارائه كند ؛ و بيان داشت كه : هركس در دوستى چيزى مثل ميوه دقت نمايد ، آن را به خاطر وابستگىاش به عمل قوّهء تغذيهكننده دوستداشتنى مىيابد ؛ و اگر اين قوّه و آنچه را كه انسان از استكمال بدنى صاحب آن است نبود ، براى او دوستداشتنى هم نبود . دوست داشتن در اين مثال در حقيقت ، بين قوّهء تغذيهكننده و فعل آن است و لذّتى را كه در فعل مىبينيم - منظور از لذّت ، لذّت ذائقه نيست - از خادمهاى قوّهء تغذيهكننده است نه خود آن ؛ منظور رضايت خاصّى است كه قوّه عملا آن را
--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 165 : و آنها را چون دوستى خدا دوست مىدارند ؛ ولى كسانى كه ايمان آوردهاند ، به خدا محبت بيشترى دارند .