صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
17
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
درآمدى بر واژگان قرآنى اگر كسى بپرسد برد سخن از واژگان قرآنى تا كجاست ، خود را در برابر پاسخى مىيابيم كه در آسمان سخنپردازى ، طولانى خواهد شد و آنچنان بزرگ جلوه خواهد كرد كه قابل گسترش نخواهد بود . اين بدان خاطر است كه ما وقتى انديشهاى مربوط به قرآن را مطرح مىسازيم ، ناچار تسليم انديشههايى خواهيم شد كه چارهاى جز ياد آنها نيست و اين يادكرد همچنان خواهد پاييد تا جايى كه پنهان كردن و سكوت در برابر آن پسنديده نيست . گو اينكه اين انديشه ، انديشههاى ديگرى را در پىدارد و نمىتوان آن را در ذهن فراهم آورد ، جز اينكه انديشههاى همگون و همسان با آن درآيند . چرا چنين نباشد ، و حال آن كه پيامبر ( ص ) در حديثى متواتر و مشهور ، قرآن را چنين توصيف مىفرمايد : « ريسمانى است كه از آسمان به زمين كشيده شده است و يك سر آن در دست خداوند است و سر ديگر آن در دستان شما » . آن ريسمان هم ، از ابتدا تا انتهايش يكپارچه و متّصل به هم است ، اجزاى آن از هم جدا نيستند و بندهاى آن از هم گسستنى نيست . اكنون بايد به پاسخ پرسشگر بپردازيم ؛ اصطلاح قرآنى همان مفردات و واژگان قرآن مجيد است كه در بافت آيه و رويكرد روشى كه آيه در آن گام برمىدارد ، همگام و همراه است . اما هر واژه با ديگرى متفاوت است و يا به خاطر توان جايگاهش در آيه ، كمتر تميزدادنى است ؛ و يا به واسطهء نقش برجسته و تأثيرگذارى است كه در رساندن معنا جاى آن را مىگيرد . اين ، دو ويژگى واژگان قرآنى است كه يكى به واسطهء ديگرى تكميل مىشود و