صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
166
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
حكيم سلطان محمّد گنابادى در خلال شرح آيهء إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ « 1 » ، سخن زيبا و دقيقى دارد كه شايد شرح ديگرى بر آن دو حديث باشد . چون آن شرح طولانى است ، ما آنچه را كه با موضوع تناسب دارد ، به اختصار بيان مىكنيم . او مىگويد : « هر كسى كه به كار نيك بپردازد ، چهرهاش نورانى است و خرد بر او حاكميّت دارد ؛ چون بدى ناشى از نادانى است و تنها نيكى در داشتن عقل است ، و بدى نتيجهء نادانى است ؛ يعنى نادانى بر عامل آن چيره است و هيچ بندى براى انجام كار زشت ندارد . » از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « هر گناهى كه بنده مرتكب آن شود ، اگر دانا باشد باز نادان است وقتى كه در نفسش نافرمانى پروردگارش را به خاطر آورد . . . . » و آوردن قيد نادانى داراى اشارههايى لطيف است به اين كه هر كس كه آمادگى توبه را با تيره نساختن فطرت دارد ، گناهان او هر چند زياد باشد ، باز كم است ، در برابر آنچه را كه از فطرت محو مىنمايد ناچيز است . گناهان هر چند در زشتى زياد باشند ، باز ناچيز به شمار مىآيند ، چون منشأ آن جهل عرضى است ، و منشأ آن هر چند نفس همين انسان است ، امّا علّت آن جهلى است كه مخالف با آن است ، و بر خلاف همهء اينها كسى است كه آمادگى توبه كردن ندارد . در تفسير كبير فخر رازى سخنى است براى توبهكنندگان كه ذكر آن خوب است ؛ چون جمع بين اشتقاق لغت و معناى زيباى توبه است . او مىگويد : « اصل توبه بازگشت است ، مانند : أوبة . گفته مىشود : توب ، چنان كه مىگويند : أوب . خداوند مىفرمايد : قابِلِ التَّوْبِ « 2 » . در عربى گفته مىشود : تاب يتوب توبا و توبة و متابا فهو تائب و توّاب . همان گونه كه گفته مىشود : أب يؤوب أوبا و أوبة فهو ايب و أواب . توبه لفظى است كه خدا و بنده در آن مشتركند ، اگر وصف بنده باشد ؛ يعنى به سوى پروردگارش باز مىگردد ؛ چون هر نافرمانى به معناى گريزان از پروردگارش مىباشد و هر گاه كه توبه كند در حقيقت از گريختن به سوى پروردگارش باز مىگردد . و گفته مىشود : تاب الى ربّه . پروردگار هم در چنين حالتى مثل
--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) آيهء 17 : توبه نزد خداوند تنها براى كسانى است كه از روى نادانى مرتكب گناه مىشوند . ( 2 ) - غافر ( 40 ) آيهء 3 : توبهپذير .