صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
164
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
او ديد ، مثال واسطهء بين پيامبر و تعريف حق از اوست ؛ همان گونه كه جوهر نبوّت ؛ يعنى روح مقدّس و جاودان پيامبر بعد از مرگش ، منزّه از شكل و صورت باشد ، ولى تعريفهاى آن به واسطهء مثال صادق با شكل و رنگ و صورت به امّت مىرسد . اگر جوهر نبوّت منزّه از اينها باشد ، پس ذات خداوند هم از شكل و صورت ، منزّه است . » غزّالى به همان نتيجهاى مىرسد كه در سخن طباطبايى و عبد القادر ديديم . آنجا كه مىگويد : « همان گونه كه جبرئيل در صورت دحيهء كلبى و ديگر صورتهايى كه بارها ديده است ؛ تجلّى مىكند ، و حضرت آن را جز يك يا دو بار به صورت حقيقىاش نديده است . و جبرئيل هم كه به صورت دحيهء كلبى مجسّم شده است ، به اين معنا نيست كه ذات جبرئيل به صورت دحيهء كلبى بدل شده باشد ، بلكه آن صورت براى پيامبر ( ص ) ، مثالى بوده است از جبرئيل كه به او وحى شده است ؛ همچنين است آيهء : فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا . اگر استحاله و تغيير در ذات فرشته رخ ندهد ، بلكه جبرئيل بر حقيقت و صفت خود باقى بماند - هر چند كه به صورت دحيهء كلبى براى پيامبر ( ص ) ظاهر شود - آن در حق خداوند در بيدارى و خواب محال نيست . »