صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

162

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ . . . « 1 » ، كه به اين ماجرا اشاره دارد . روايات در اين باب فراوان است ؛ مثل تجسّم ابليس در روز شوراى مشركان به صورت پيرمرد ، و تجسّم آن در روز عقبه به شكل منبّه بن حجاج ، و تجسّم آن براى يحيى ( ع ) به شكلى عجيب ، و نظير تجسّم دنيا براى امام على ( ع ) به شكل زنى زيبا و دلفريب . و يا آنچه كه در باب تجسّم مال و فرزند و عمل براى انسان در هنگام مرگ ؛ تجسّم اعمال انسان در قبر و روز قيامت ؛ و يا از قبيل تجسّمهاى در حال خواب ، و تجسّم دشمن به شكل سگ ، مار يا عقرب ، و تجسّم بزرگى به شكل اسب و فخر به شكل تاج ، و از اين قبيل وارد شده است . پس تجسّم شده در بيشتر اين موارد همان معانيى هستند كه به خودىخود شكل و صورتى ندارند و در آنها تغيير از شكلى به شكل ديگر و صورتى به صورتى ديگر محقّق نمىشود ؛ و تجسّم همان ظهور شىء براى انسان به شكلى است كه انسان با آن أنس و الفت دارد و با هدفى كه به خاطر آن ظهور رخ مىدهد متناسب است ؛ مانند ظهور جبرئيل براى مريم ( ع ) به چهرهء بشر . امير عبد القادر الجزائرى در هنگام پرداختن به اين مسأله در بخشى از كتاب معروفش به نام الموافق ، اوج گرفته است و عادتا در ساحل نمىايستد ، بلكه به گرداب وارد مىشود كه اين بر وى عجيب نيست ؛ چون او شناگر ماهرى است و فهم سخن او نيازمند تأمّل گسترده و صبر طولانى است . او مىگويد : نفس رحمانى ، كه مقوّم صورتهاست ، در هر لحظه صورتى از دست مىدهد و صورت ديگر به خود مىگيرد ، كه يا مثل اوّلى است و يا مخالف آن . اين صورت محسوس در حقيقت ، نسبتهاى اعتبارى است . احكام اعيان ثابته در علم است و در ابد و ازل عدم است . به واسطهء او نفس رحمانى كه امر اللّه خوانده مىشود - همچون چشم به هم‌زدنى است - ظاهر مىشود و بقا و ثبات ندارد ؛ به ويژه فرشتگان كه روح مجرّدند و صورتى خاص ندارند . وقتى استعداد جبرئيل اقتضا مىكند كه گاهى به اين صورت عظيم و گاهى صورت كوچك به ارادهء جبرييل ظهور كند - البته فقط در نظر مدرك - نفس رحمانى به

--> ( 1 ) - انفال ( 8 ) آيهء 48 : و ياد كن هنگامى كه شيطان اعمال آنها را آراست و گفت : امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نخواهد شد .