صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

158

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

زيبايىشان ، بر جمال نامتناهى دلالت دارند و به ستايش او مىپردازند و حسن بىپايان او را مىستايند ؛ و از حيث انواع نقص و نياز ، بر غناى مطلق او دلالت دارند و به تسبيح و تنزيه ساحت مقدّس و كبريايى او مشغولند . چنان كه خداوند فرموده است : وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ « 1 » . اينان همچنين به شناخت اشياء از طريق هدايت پروردگار و شناختى كه به آنها بخشيده است مىپردازند ؛ و اين اشياء همه آيات او و نشانه‌هاى صفات جمال و جلال اويند و از خود اصالت و استقلالى ندارند ، جز اين كه با زيبايى خود آيينه‌هاى تجلّى حسن نامتناهىاند ؛ و با فقر و نيازشان مايهء تجلّى غنى مطلق ، و با حقارت خود مايهء تجلّى عزّت و كبريا . كسى كه با اين نگرش به هستى مىنگرد ، بىدرنگ در برابر گرايش نفس او به ساحت عزّت و كبريا و محبّت الهى كه قلب او را دربرگرفته است و به او و هرچيزى نسبت دارد ، اميال و هواهاى نفسانى را از باطن مىزدايد و قلب او به قلب سليمى بدل مىگردد كه تنها خداوند بلندمرتبه در آن جاى دارد : الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ « 2 » . لذا اهل اين طريق ، دو طريق ديگر - يعنى عبادت به خاطر ترس و طمع - را خالى از شرك نمىدانند . پس ، آن كه خداوند را به خاطر ترس از عذابش مىپرستد و براى دفع عذاب از خود به او متوسّل مىشود ، چنان‌كه او را به‌خاطر پاداش مىپرستد و براى رسيدن به نعمت و كرامت به او متوسّل مىشود ، اگر غير از پرستش او دستيابى به آن ممكن باشد ، وى را نمىپرستد و در پى شناخت او نمىگردد ؛ چنان كه امام صادق ( ع ) فرموده است : « آيا دين چيزى غير از دوستى است ؟ » در سخن ديگرى فرمودند : « من او را از سر دوستى و عشق مىپرستم ، و اين مقامى است ارجمند كه تنها پاكان به آن مىرسند . » اهل عشق و دوستى پاك هستند چون از هواهاى نفسانى و آلودگيهاى مادّى پاك و منزّهند ، و اخلاص در عبادت هم تنها از راه عشق و دوستى كامل مىگردد . اگر در پى معناى تقوا از نظر سلطان محمّد گنابادى برآييم ، مىبينيم كه به يك درجه

--> ( 1 ) - اسراء ( 17 ) آيهء 44 : هيچ چيز نيست ، مگر اين كه در حال ستايش تسبيح او مىگويد . ( 2 ) - بقره ( 2 ) آيهء 165 : مؤمنان خداوند را دوست‌تر دارند .