صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

148

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

نطقى نيست ولى بيشتر آن به كلام قابل فهم است ؛ و گاهى به شكل مقبول و شكلهاى نيك ، امّا بيشتر آن در آفرينش و خلقت انسان است . پيامبر ( ص ) فرمودند : « اگر پيكى برايم مىفرستيد ، خوش‌اسم و خوش‌سيما باشد . » امّا آنان كه فال بد مىزنند ، آنها مخالف انسانهايىاند كه نيّتهاى زيبا و اميد نيكو دارند ؛ و روش آنها ناپسند است ؛ و فال بد زدن آنها به امور فراوان ، و انواع دلايل آنها بيشتر و ساده‌تر است ؛ چون آنها را از نشانه‌هايى در مردم و موهايى در تن اسب و انواع آفرينش طبيعت مىگيرند . و برخى از آنها از مزاجهاى متفاوت و متضاد ، خلقت زشت - مثل بوم ، هامة ، عقرب و موش و مانند آن - هستند . برخى از صداهاى زشت مثل : عرعر الاغ و صداى آهن و مانند آن است و برخى هم از صداها و القاب ، وقتى كه اشتقاقى موافق آن در برخى از حروف يا همهء حروف مىيافتند مانند : غراب از غربت و بان ( اسم درختى ) از بين ( جدايى ) و نوى ( هستهء خرما ) از بعد و دورى . و برخى هم از حركتها و جهت‌ها مثل ساغ ( پرنده‌اى كه از سمت چپ شخص به سمت راست او بگذرد ) و بارح ( پرنده‌اى كه از سمت راست شخص به سوى چپ بپرد ) و گاو كج‌شاخ و . . . همه اينها به خاطر ضعف نفس و چيرگى نااميدى بر آن است . عربها در بين ملّتها بيشتر بر اين روش پايبندند ؛ چنان كه شاعرى مىگويد - و چه خوب گفته است : تخبّر طيره فيها زياد * لتخبره و ما فيها خبير أقام كأن لقمان بن عاد * أشار له بحكمته مشير تعلّم أنّه لا طير إلّا * على متطيّر و هو الثبور بلى ، شى يوافق بعض شىء * أحايينا و باطله كثير « 1 »

--> ( 1 ) - زياد فال خود را در آن جويا شد تا او را آگاه كند ، ولى در آن آگاهى نبود . همچون لقمان بن عاد برخاست و اشاره‌كننده‌اى با حكمتش به وى اشاره كرد . دانست كه هيچ فالى نيست مگر بد فال زدن كه همان مرگ و نابودى است . آرى ، گاهى چيزى موافق چيزى مىافتد ، ولى بطلان آن بسيار است .