صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

117

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً « 1 » . از سخنان مشهور على ( ع ) در باب بخل آن است كه فرمودند : « البخل عار . » ( بخل ، ننگ است ) يا : « البخل جامع لمساوى العيوب و هو زمام يقاد به الى كل سوء . » ( بخل فراهم شدهء همهء عيبهاست و افسارى است كه [ آدمى ] به واسطهء آن به هر بدى كشانده مىشود ) . از سخنان زيباى حضرت دربارهء بخيل آن است كه فرمود : « بخيل نزديك بين است . در دنيا همچون فقيران زندگى مىكند و در آخرت همچون ثروتمندان محاسبه مىشود . . . » سپس افزود : « بخيل از آبرويش به مقدارى كه از ثروتش بخل مىورزد ، مىبخشد ؛ و سخى از آبرويش به مقدارى كه از ثروتش مىبخشد ، بخل مىورزد . » از ضحّاك نقل كرده‌اند كه دربارهء آيه : إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا « 2 » گفته است : « منظور بخل است ، و خداوند دستشان را از انفاق در راه خدا بسته است ، و هدايت را درنمىيابند . » حكيم سلطان محمّد گنابادى پس از شرح مفهوم بخل از جوانب متعدد - لغوى ، شرعى و اجتماعى - به توضيح جنبهء اخلاقى و روحى آن مىپردازد و مىگويد : « وقتى اصل آنچه كه به انسان نسبت داده مىشود ، خودنگرى و أنانيت او باشد كه نسبت وجود به نفس اوست و اصل همه انفاقها و هدف و علّت آنها انفاق از انانيّت باشد . و اصل جميع آنچه كه انفاق مىشود ، ولايت باشد . هركس أنانيت خود را در راه ولايت و بر نفس خود و بر كسانى كه زير دست اويند - به طريق واجب يا مستحب يا مباح - انفاق نمايد ، انفاق او سخاست ؛ و هركس به أنانيت خود بخل ورزد و در راه ولايت انفاق نكند ، بخل است . گفته‌اند : متكبّران كسانىاند كه در هزينهء أنانيت خود در راه ولايت ، بخل مىورزند .

--> ( 1 ) - فرقان ( 25 ) آيهء 67 : و كسانىاند كه چون انفاق كنند نه ولخرجى مىكنند و نه تنگ مىگيرند و ميان اين دو [ روش ] حد وسط را برمىگيرند . ( 2 ) - يس ( 36 ) آيهء 8 : ما در گردنهاى آنان تا چانه‌هايشان ، غلهايى نهاده‌ايم .