عماد الدين حسن بن علي الطبري (مترجم: عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى)
مقدمه 47
فضائل اهل بيت رسول (ص) و مناقب اولاد بتول (ع) (فارسى)
از مناظره اى كه زمان اقامت در اصفهان با جمعى از علما در امامت داشته ياد كرده است . به عنوان ختم كلام از آنان پرسيده است : اگر صحابه در محله اى از اين شهر توطن كنند و على ( ع ) در محله اى ديگر ، و در اين هنگام رسول ( ص ) از راه برسد ، و منزلى نداشته باشد ، در خانه كه فرود خواهد آمد . گفتند : در خانه على ( ع ) . و او خدا را شاكر است كه كسى را دوست دارد كه رسول خانه او منزل مىكند . ( ص 179 ) . يك مناظره ديگر او در اصفهان چنين بوده است كه از سنيان مى پرسد : اگر پيامبر ( ص ) در صفين حاضر مى شد ، به سپاه على مى پيوست يا با سپاه شام بود . گفتند : با على . گفت : اگر فرض كنيم كه محمد در اين شهر مى آمد و خانه خلفاى چهارگانه هم اينجا بود ، او به خانه على و فاطمه مى رفت يا ديگران ؟ گفتند : در خانه فاطمه و على ( 426 ) . شايد همان مناظره نخست باشد با زبانى ديگر . وى سخنى هم از انقراض عباسيان مى گويد ( ص 192 ) و در سراسر كتاب بارها آنان را در كنار بنى اميه قرار داده از ستم آنان به امامان و علويان سخن مى گويد . وى جايى از « العباسية و التيمية و الاموية » ياد كرده است ( ص 214 ) . از زيديه هم خشنود نيست و روش قيامگرايانه آنان را كه به عنوان « خروج » از آن ياد مىكند ، مورد انتقاد قرار مىدهد . اين كه آنان امامت را به شرط خروج ثابت مى دانند به نظر او درست نيست ، زيرا يك روز ممكن است يك صد علوى قيام كنند و طبعا بين آنان اختلاف پديد مى آيد . آن وقت ميان آنان نبرد مىشود و الى آخر كه مشكل لاينحل خواهد شد . به علاوه ، چرا على ( ع ) زمان خلفا ، خروج نكرد ؟ آيا آن زمان امام نبود ؟ اما اگر كسى بگويد : حسين بن على خروج كرد و زيد هم به دو اقتدا نمود در آن صورت بايد در پاسخ گفت : امام حسين ( ع ) براى گرفتن امامت قيام نكرد بلكه براى دفع مضرت قيام كرد و اين به قتلش منجر شد . مردم او را به اطاعت يك كافر فرا خواندند و او امتناع كرد . بدين ترتيب خروج زيد ، معصيت و بدعت بوده است . اين تحليل وى در باره هدف امام حسين ( ع ) از قيام هم كه