عماد الدين حسن بن علي الطبري (مترجم: عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى)

مقدمه 13

فضائل اهل بيت رسول (ص) و مناقب اولاد بتول (ع) (فارسى)

عجم بود و در سنه 678 در حيات پدر به اجل طبيعى وفات نمود . وى به صرامت و سطوت و قلت عفو و كثرت سفك دماء موصوف بود [ مقدمه جهانگشاى جوينى ، صفحه سب ] . اطلاعات تفصيلى در باره وى را صاحب وصاف با عبارات پيچيده و اديبانه خود آورده با اظهار آن كه وى « ارشد اولاد و انجب احفاد صاحب شمس الدين بود » تأكيد دارد كه وى « به حكم يرليغ جهانگشاى متقلد حكومت اصفهان و تومانات عراق و يزد شد » . صاحب وصاف معتقد است كه با توجه به روحيه شريرانه كه در اصفهان بود يا به عبارت خودش « چون نفوس اهل اصفهان من حيث الخلقه با ارواح شرّيره مناسبتى داشته است » خواجه بهاءالدين محمد « به كلى درِ عفو و اغماض بربست و پشت همت بر حريف شفقت و مرحمت كرد » . عقيده وصاف بر آن است كه اين رفتار گرچه بسيار خشن و خونريزانه بود اما امن و امان همه جا را گرفته به طورى كه « اهل اسواق نيز به شب دكاكين را به انواع امتعه و اصناف اطعمه مى گذاشتند بى حارسى و حافظى و خود به خانه ها مى رفتند و هيچ آفريده را مجال آن نه كه در مأكولات خسيس فكيف اقشمه نفيس تصرف و تخليطى نمودى » . نويسنده وصاف با تأكيد بر رفتار سختگيرانه و خشونت آميز وى مى گويد « هرچند در شيوه غلبه و انتقام مبالغ بود ، به اضعاف التزام طريق بذل و سخاوت نمودى و امداد صلات و عطيات خصوصا بر ارباب آداب فائض داشتى و در تعظيم قدر و اجلال شأن علما هيچ دقيقه مهمل نگذاشتى » . در نهايت وى در شعبان سال 687 در اصفهان درگذشت . [ وصاف الحضره : 62 - 66 ] . اطلاعات ما در باره مذهب خواجه بهاءالدين محمد بر اساس مطالبى است كه عماد طبرى بيان كرده است . وى او را فردى بدون تعصب معرفى كرده و چنان مى نمايد كه شرايط فراهم شده توسط وى در اصفهان ، زمينه را براى تأليفات وى از جمله كامل و مناقب و غيره فراهم آورده است . شرايط آن روز اصفهان كه اكثريت آن بر مذهب سنت بوده اند اجازه نمى داده است كه تا يك