كريم زمانى جعفرى
120
فرهنگ لغات نهج البلاغه (فارسى)
ما اصْغَر : چه كوچك است ! ر . ص غ ر - ما اصغر ، بر وزن ما افعل ، فعل تعجبى است . الفاظ موضوعه براى تعجب تنها دو صيغه است : افْعَلَ و افْعِلَ . شرط افْعَلَ اين است كه بعد از ما باشد . ما ، بنا بر مشهور ، نكره و مبتداست و جملهء بعد ، خبر آن و يا وصف آن است . و خبرش وجوبا محذوف است . بعضى ما را در افْعَلَ استفهاميه گرفتهاند و اين قول خالى از لطافت نيست . ما اصغر عظمه . خ 108 ص 327 س 10 ما اصغرها فى نعم الآخرة . خ 108 ص 327 س 12 اصْطِفاق : تكان خوردن . ر . ص ف ق - اصطفاق ، مصدر باب افتعال است . چون فاء الفعل افتعال ( ص ) باشد ( ت ) تبديل به ( ط ) مىشود . فى اصطفاق اشجار . خ 164 ص 537 س 5 اصْطَفى : برگزيد . مص . اصطفاء ر . ص ف و - اصطفى ، فعل ماضى مفرد مذكر غايب از باب افتعال است . چون فاء الفعل افتعال ( ص ) باشد ( ت ) تبديل به ( ط ) مىشود . اصطفى سبحانه . خ 1 ص 33 س 1 اصطفى اللّه تعالى . خ 152 ص 470 س 8 - در سه مورد ديگر اصطفى به صورت اصطفاه و اصطفاهما آمده است . يعنى با ضمائر مفعولى ( ه ) و ( هما ) . اصْطَلَحْتُمْ : با هم آشتى كرديد ، با يكديگر صلح كرديد . توافق كرديد . مص . اصطلاح ر . ص ل ح - اصطلحتم ، فعل ماضى جمع مذكر حاضر از باب افتعال است . اصطلحتم على الغل . خ 133 ص 414 س 5 اصْغَوا : گوش فرا داشتند ، گوش دادند . مص . اصغاء ر . ص غ و - اصغوا ، فعل ماضى جمع مذكر غايب از باب افعال است . چون در اينجا جواب شرط است معنى مضارع ( گوش فرا دارند ) مىدهد . اصغوا اليها . خ 184 ص 613 س 2