الشيخ السبحاني (مترجم: محدثى)
45
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى)
گذشت كه اثرى از تشيع ميان آنان نبود . سيد محسن امين مىگويد : ايرانيانى كه مسلمان شدند ، در آغاز كار جز اندكى شيعه نبودند ، و بيشتر دانشمندان اهل سنّت همچون بخارى ، ترمذى ، نسائى ، ابن ماجه ، و حاكم نيشابورى و كسانى ديگر كه در طبقهء بعد آمدند ، ايرانى بودند . البته گاهى براى ايرانى بودن ريشهء تشيع ، به اين استدلال مىشود كه تشيع و ايرانيان در موروثى بودن خلافت هم عقيده بودند . در دورهء ساسانيان و ديگران چنين بود . ولى اين دليلى نادرست است ، چون خلافت از نظر شيعه موروثى نيست ، بلكه موضوعى تابع نصّ و تعيين است ، نهايت آنكه خداى متعال ، نور امامت را در خاندان ويژهاى قرار داده كه هر امامى ، امام پس از خود را تعيين مىكند . خداوند در نسل ابراهيم عليه السلام هم نبوّت را قرار داد و هر پيامبرى از پيامبر پيشين و هر وصيّى از وصىّ قبل ، اين منصب را ارث مىبرد ، خداوند مىفرمايد : « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِيمَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ » « 1 » « ما نوح و ابراهيم را فرستاديم و در فرزندان آن دو نبوت و كتاب قرار داديم » . وقتى نبوت ، در ذرّيهء ابراهيم عليه السلام موروثى باشد ، چرا امامت چنين نباشد ؟ چهارم : هر كس تاريخ ايران و زندگى دانشمندان ايرانى و ورودشان به تسنّن و تشيّع را مطالعه كند ، در مىيابد كه تا اوايل قرن دهم ، تسنّن در ايران رواج داشت ، تا آنكه در دورهء صفوى تشيّع بر ايرانيان غلبه يافت . البته رى ، قم و كاشان ، پايگاه شيعه بودند ، ليكن اين شهرها در مقايسه با شهرهاى ديگر ايران ، بسيار كوچك بودند . بروكلمان مىگويد : چون شاه اسماعيل صفوى بر الوند پيروز شد ، روى به سوى تبريز نهاد . علماى شيعه در تبريز به او اعلام كردند كه دو سوّم ساكنان شهر كه شمارشان به 000 / 300 مىرسيد ، سنّىاند .
--> ( 1 ) . حديد : 26