الشيخ السبحاني (مترجم: محدثى)
39
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى)
پيامبران است و عثمان حق اين وصىّ را غصب كرده و در حق او ستم نموده است ، پس بايد با او مبارزه كرد تا حق به حقدار برسد . عبداللَّه بن سبا دعوتگران خود را در مناطق اسلامى پخش كرد و به آنان گفت كه امر به معروف و نهى از منكر كنند و از فرمانروايان انتقاد كنند . گروههايى از مسلمانان به او گرويدند كه از صحابهء بزرگوار يا تابعين شايسته بودند ، مثل ابوذر ، عمار ياسر ، محمد بن حذيفه ، عبدالرحمن بن عديس ، محمد بن ابى بكر ، صعصعة بن صوحان ، مالك اشتر و مسلمانان نيكو وشايستهء ديگر . پيروان او در اجراى نقشهء پيشواى خود ، مردم را بر ضدّ حاكمان مىشوراندند ونامههايى در نكوهش از فرمانروايان نوشته به شهرهاى ديگر مىفرستادند . در نتيجه ، عدهاى از مسلمانان با تحريك آنان قيام كردند و به مدينه آمدند و عثمان را در خانهاش محاصره كرده و كشتند . همهء اينها با رهبرى و اقدام پيروان عبداللَّه بن سبا بود . مسلمانان با على عليه السلام بيعت كردند ، طلحه و زبير بيعت را شكسته به بصره رفتند . پيروان ابن سبا چون ديدند سران دو سپاه در حال تفاهمند و اگر تفاهمى صورت گيرد ، آنان را به خاطر خون عثمان پيگيرى خواهند كرد ، شبانه گرد آمدند و تصميم گرفتند كه ميان دو سپاه نفوذ كنند و بى آنكه كسى بفهمد ، جنگ را بر افروزند . آنان در اجراى اين نقشه موفق شدند و پيش از آنكه دو لشكر متخاصم بفهمند ، سياستمداران دو جبهه را نسبت به يكديگر بد بين كرده و به جان هم انداختند . جنگ بصره اين گونه رخ داد بىآنكه سران دو سپاه ، نظر يا علمى داشته باشند » . « 1 » داستان پيروان عبداللَّه بن سبا ، بر اساس آنچه طبرى در حوادث سال 30 - 36 هجرى در كتاب خود نوشته ، تا اينجا به پايان مىرسد . تاريخنگاران و مقاله نويسان بعدى آن را به عنوان يك حقيقت پذيرفته و نقل كردهاند و همهء افكار و نظريهها را بر اين پايه نهادهاند و در طول قرنها و نسلها در گمان اينان ، شيعه زاييدهء پيروان عبداللَّه بن سبا به شمار آمده است . نيازى نيست نام كسانى را كه داستان طبرى را مبناى ادعاى خود قرار دادهاند
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : ج 3 ، ص 378