الشيخ رسول جعفريان
87
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
متأسفانه اصل آن بر جاى نمانده است . « 1 » نوشتهء مجعولى با عنوان مقتل الحسين عليه السلام بهطور مستقل ، منسوب به ابومخنف مكرر چاپ شده كه با مقايسهء آن متن با آنچه در تاريخ طبرى آمده ، نادرستى آن تأييد مىشود . « 2 » درست همانطور كه دو متن منسوب به وى با عنوان مقتل المختار و كتاب المختار و ابن زياد ، از ساختههاى منسوب به اوست كه با محتواى آنچه طبرى از ابومخنف نقل كرده ناسازگار است . « 3 » گفتنى است كه رسالهاى با عنوان مولد على بن ابى طالب عليه السلام هم به نام ابومخنف چاپ شده است . به نظر مىرسد همانطور كه برخى نوشتههاى تاريخى بعدها ساخته شده و به واقدى نسبت داده شده - بيشتر در زمينهء فتوحات - دربارهء ابومخنف نيز مشابه آن انجام شده باشد . از كتاب مقتل الحسين مورد نظر نسخههاى فراوانى از قرون قبل در كتابخانههاى مختلف جهان برجاى مانده است . « 4 » كتاب الجمل او از آثار مهمش بوده كه پارهاى از نقلهاى آن را ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه آورده و از آن جمله ذكر اشعارى ازاصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام است كه كلمه وصايت در آنها آمده است . « 5 » آثار ديگرى نيز بطور پراكنده از او بر جاى مانده كه سزگين فهرست آنها را ذكر كرده است . « 6 » نويسندهء كتاب مرويات ابى مخنف فى تاريخ الطبرى « عصرالخلافة الراشدة » كوشيده است تا فهرستى از نقلهاى ابومخنف را در دورهء خلافت خلفاى نخست جمع آورى و نقد كند . وى كتاب خود را با اين گرايش تأليف كرده كه در نوشتههاى تاريخى طبرى ، گرايش شيعى وجود دارد و بنابر اين از ديد يك سنى اعتبار ندارد . وى در مقدمهء كتابش ، به تفصيل مشايخ ابومخنف كه چهرههاى برجستهء متشيّع عراق و عالمان غير شيعى هستند ياد كرده است .
--> ( 1 ) . اخيراً همين قسمت در كتابى ، جداگانه با عنوان نادرست وقعة الطف توسط انتشارات اسلامى چاپ شده است . آنچه ، جداگانه به عنوان مقتل ابومخنف در دسترس است قطعاً نادرست مىباشد . ( 2 ) . الكنى و الالقاب ، ج 1 ، ص 155 ( 3 ) . مرويات ابى مخنف ، صص 48 - 49 ( 4 ) . فهرستى از آنها در « مرويات ابى مخنف » ، ص 53 آمده است . ( 5 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 145 ؛ قاموس الرجال ، ج 7 ، ص 447 ؛ سزگين قطعات نقل شده در طبرى وابن ابى الحديد را از كتاب الجمل ابومخنف فراهم آورده است نك : Zeit , Leiden , 1971 Sezgin , U . , Abu Mihnaf ; ein Beifrag zur Historiographie der umaiyadischen ابن ابى الحديد مجموعا چهل و سه مورد از آن نقل كرده است . ( 6 ) . تاريخ التراث العربى ، ج 1 ، جزء 2 ، صص 130 - 128