الشيخ رسول جعفريان

71

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

شخصى كه مانع از آوردن كاغذ و قلم شده آمده ، اما در گزارش ديگر با عنوان « قالوا » نقل شده است . « 1 » اين گونه تحريفات بعضاً به دست كاتبان و نيز راويان نخست كتابهاى سيره صورت مىگرفته است . مارسدن جونز محقق كتاب مغازى واقدى ( م 207 ) مىنويسد : نسخه‌اى كه من آن را در چاپ كتاب ، اصل قرار دادم ، در ذكر اسامى فراريان احد ، نامى از خليفه دوم و سوم نداشت . اما در همان نقل كه در شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد از واقدى نقل شده ، نام اين دو نفر ضمن اسامى ديگر فراريان آن واقعه ياد شده است . در نقل بلاذرى از واقدى تنها از خليفه سوم ياد شده است . « 2 » بدين ترتيب معلوم مىشود كه روايت واقدى مورد تحريف قرار گرفته است . دشمنى با انصار و تحريف سيره دشمنى امويان با انصار ، در تحريف سيره ، تأثير كلى داشته است . هر چند كثرت راويان انصارى و همچنين عدم غلظت دشمنى با آنان ، به مقدار زيادى موقعيت انصار را در سيره تثبيت كرد . در منابع ، به هجو انصار توسط بنى اميه و شاعران وابسته به آنان تصريح شده « 3 » و آمده است كه معاويه و يزيد ، اخْطَل شاعر را بر هجو انصار تحريك مىكردند . « 4 » برخورد معاويه با انصار تا آنجا بود كه وى لقب انصار را براى آنان نمىپسنديد . « 5 » اين دشمنى علاوه بر آنچه در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ميان قريش كافر با انصار روى داده بود ، به سبب كشته شدن خليفه سوم در مدينه و عدم حمايت انصار از وى بود ، حادثه‌اى كه بعدها امويان در واقعه حَرّه ( در سال 63 ) آن را تلافى كردند . نتيجه اين دشمنى در سيره نويسى ، روايتى است كه زُبيْر بن بَكّار گزارش كرده است . در اين روايت آمده است كه سليمان بن عبد الملك در دوران ولايت عهدى ، ضمن سفر حج ، به مدينه آمد و از آثار اسلامى آنجا ديدار كرد . در اين ضمن ، وى اظهار علاقه كرد تا سيره رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نگاشته شود . ابان بن عثمان سيره‌اى را كه خود نوشته بود نزد وى آورد . وقتى كتاب براى وى استنساخ شد و آن را ملاحظه كرد ، ديد نام انصار در جريان بيعت عقبه و جنگ بدر آمده است . سليمان گفت : من چنين فضيلتى براى آنان سراغ نداشتم ، يا خانواده من حقوق آنان را پايمال كرده‌اند يا آنان چنين نبوده‌اند ، و به دنبال اين

--> ( 1 ) . مق : صحيح البخارى ، ج 4 ، ص 7 ؛ ج 2 ، ص 178 و ، ج 3 ، ص 91 ( 2 ) . مقدمه ، جونز بر المغازى ، ج 1 ، ص 18 نك : ترجمه فارسى مغازى ، ج 1 ، ص 20 ( 3 ) . الموفّقيّات ، صص 228 - 227 ( 4 ) . العقد الفريد ، ج 6 ، ص 170 ( 5 ) . الاغانى ، ج 16 ، ص 48 - 42